علائم وسواس در کودکان چیست و آیا راه درمانی دارد؟

وسواس در کودکان

وسواس در کودکان معمولا به صورت اختلال وسواس فکری‌عملی (OCD) معرفی می‌شود. اختلالی که به شکل افکار و رفتارهای تکراری ناخواسته در آن‌ها نمایان می‌شود. این بیماری می‌تواند زندگی روزمره کودک را مختل کند. در این مطلب علت‌ها، علائم و روش‌های درمان وسواس فکری‌عملی در کودکان را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

علت ایجاد اختلال وسواس در کودکان

به رغم تحقیقات بسیار انجام‌شده، هنوز علت دقیقی برای این بیماری گزاش نشده است. اما با این حال تصور می‌شود اختلال وسواس فکری‌عملی، ریشه عصبی داشته باشد. این بیماری در کودکان پسر،‌ شایع‌تر از دختران است. دانشمندان علت ایجاد اختلال وسواس فکری – ‌عملی را به عواملی مانند عوامل ژنتیکی، عصبی، رفتاری، شناختی و محیطی نسبت می‌دهند.

علت ایجاد وسواس در کودکان

دلایل ژنتیکی

تحقیقات نشان داده است کودکانی که یک یا چند نفر از اعضای خانواده آن‌ها به اختلال وسواس فکری‌عملی مبتلا هستند، بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند. با این حال هیچ ژن خاصی به عنوان عامل انتقال این بیماری شناخته نشده است.

دلایل خود ایمنی

یکی دیگر از دلایل وسواس فکری‌عملی در کودکان می‌تواند اختلالات خود ایمنی باشد. این نوع اختلال معمولا با نام پانداس (PANDAS) شناخته می‌شود و به اختلالات روانی عصبی خود ایمنی، وابسته به عفونت‌های استرپتوکوکی اطفال اشاره دارد. در سال‌های اخیر سایر عامل بیماری‌زا مانند بیماری لایم و ویروس آنفولانزای H1N1 نیز منجر به اختلال وسواس فکری‌عملی در کودکان شده‌اند. با این حال همچنان ثابت نشده است که این ویروس‌ها و بیماری‌ها به طور قطع منجر به اختلال وسواس می‌شوند.

دلایل رفتاری

تئوری رفتاری ‌می‌گوید معمولا افراد مبتلا به اختلال وسواس، از یک شیء یا شرایط خاصی می‌ترسند و سپس یاد می‌گیرند از آن‌ها دوری کنند تا ترسشان کمتر شود. این ترس ممکن است پس از استرس‌های شدیدی مانند استرس‌های شروع شغل جدید یا پایان یک رابطه مهم پیش آید. وقتی این نوع ترس ایجاد می‌شود،‌ افراد مبتلا به اختلال وسواس، به جای مقابله یا تحمل ترس، شروع به دوری از آن شیء یا شرایط می‌کنند تا ترسشان از بین برود.

دلایل شناختی

تقریبا همه انسان‌ها یک سری افکار مزاحم دارند. اما این افکار در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری‌عملی شدیدتر است. برای مثال فرض کنید فردی از کودکی مراقبت می‌کند و تحت فشار شدید، این فکر در سرش ایجاد شده است که ممکن است نتواند از کودک به خوبی مراقبت کند و به طور عمدی یا تصادفی به او آسیب بزند.

فردی عادی می‌تواند این افکار را مدیریت کند و آن‌ها را از خود دور کند. اما فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری‌عملی، نمی‌تواند آن‌ها را کنترل کند و تصور می‌کند واقعی هستند. بنابراین پس از این که افکارش را واقعی و فاجعه‌آمیز تفسیر کرد، شروع می‌کند به دوری کردن از آن شرایط یا شیء خاص.

دلایل عصبی

تکنیک‌های تصویربرداری از مغز نشان می‌دهد فعالیت قسمت‌‌های خاصی از مغز بیماران مبتلا به اختلال وسواس با فردی عادی متفاوت است. به رغم این اکتشافات، هنوز هم به طور دقیق مشخص نیست این تفاوت‌ها چطور منجر به این بیماری می‌شوند. عدم تعادل در مواد شیمیایی مغز مانند سروتونین و گلوتامات ممکن است نقش داشته باشد.

دلایل محیطی

عوامل استرس‌زای محیطی ممکن است افرادی را که استعداد ابتلا به وسواس فکری‌عملی دارند، دچار مشکل کند. برای مثال آسیب مغزی تروماتیک (TBI) احتمال وسواس در کودکان را به شدت افزایش می‌دهد. مطالعات نشان داده است ۳۰ درصد از کودکان ۶ تا ۱۸ سالی که دچار آسیب مغزی شده‌اند، علائم اختلال وسواس فکری‌عملی بروز داده‌اند.

به طور کلی، مطالعات نشان می‌دهد اغلب بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری‌عملی، قبل از ابتلا به این بیماری، در زندگی خود درگیر شرایط استرس‌زا بوده‌اند.

علائم وسواس در کودکان

علائم وسواس در کودکان

این علائم در کودکان مختلف متفاوت است. با این حال علائم زیر معمولا در آن‌ها دیده شده است.

  • وسواس شدید نسبت به کثیفی یا میکروب‌ها
  • شک و تردیدهای مکرر، برای مثال در قفل بودن یا نبودن در
  • افکار مزاحم و بروز آن‌ها به شکل خشونت، آسیب زدن به خود یا دیگران و یا حتی کشتن خود یا دیگران
  • صرف زمانی طولانی برای لمس چیزی، شمردن یا فکر کردن راجع به اعداد
  • وسواس بیش از حد در نظم، تقارن یا دقت
  • افکاری در رابطه با انجام اعمال تحقیرکننده یا ممنوعه در روابط جنسی
  • مشکل داشتن با افکاری مخالف افکار خود نسبت به مذهب و دین
  • احساس نیاز شدید به فهمیدن یا به یاد آوردن مسائلی که شاید خیلی جزئی باشند
  • توجه بیش از حد به جزئیات
  • نگرانی بیش از حد نسبت به وقوع اتفاقی بد
  • افکار، اصرارها یا رفتارهای پرخاشگرانه

رفتارهای اجباری تکرارشونده ناشی از وسواس، در کودکان و حتی بزرگسالان برای کاهش اضطراب و استرس انجام می‌شوند. این رفتارها می‌توانند بیش از اندازه مختل‌کننده و وقت‌گیر باشند و زندگی شخص را دچار مشکل کنند. برخی از از این رفتارها عبارت هستند از:

  • شستشوی مکرر دست‌ها (اغلب بیش از ۱۰۰ بار در روز)
  • چک کردن‌های مکرر برای مثال بارها و بارها چک کردن قفل بودن یا نبودن در
  • پیروی از قوانین سفت و سخت، مانند پوشیدن لباس به همان صورت و دقت در هر روز
  • جمع کردن اشیائی خاص
  • شمردن بیش از حد
  • دسته‌بندی اشیاء یا قرار دادن برخی چیزها در دسته‌ای خاص
  • تکرار کلمات خود یا دیگران
  • پرسیدن مکرر سوالات تکراری
  • استفاده مکرر از کلمات چهارحرفی یا انجام کارهای موهن یا مستهجن
  • تکرار مکرر صداها، کلمات، اعداد یا آهنگی برای خود

درمان وسواس در کودکان

درمان وسواس در کودکان

وسواس فکری‌عملی در صورت عدم درمان به یک بیماری مزمن تبدیل می‌شود و علائم آن در فرد باقی می‌ماند. بدون اقدام درمانی، احتمال بهبودی تنها ۲۰ درصد است. با این حال حدود ۴۰ درصد از افرادی که در کودکی به این اختلال مبتلا شده‌اند، در اوایل بزرگسالی بهبود می‌یابند. درمان اختلال وسواس فکری‌عملی بستگی به عمق تاثیری دارد که در فرد گذاشته است.

روش‌های درمانی اولیه عبارت هستند از:

  • درمان شناختی رفتاری (CBT)
  • مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs)
  • ترکیبی از دور روش بالا

درمان شناختی رفتاری

این یکی از موثرترین روش‌های درمان وسواس فکری‌عملی چه در کودکان و چه در بزرگسالان است. درمان شناختی رفتاری نوعی روان‌درمانی (مکالمه‌درمانی) است که به فرد کمک می‌کند طرز فکر، احساس و رفتارش را تغییر دهد. این راهکارها برای درمان وسواس فکری بدون دارو هستند؛ روش درمان شناختی رفتاری خود به دو دسته تقسیم شده است:

  • مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی (ERP)
  • درمان شناختی

روش درمانی مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی شامل دو روش مواجهه با مشکل و تلاش برای پاسخ ندادن به آن است.

مواجهه: روش اول شامل مواجهه با اشیاء یا شرایطی است که موجب ایجاد ترس و اضطراب در فرد می‌شوند. به مرور زمان اضطراب ناشی از این عوامل از بین می‌رود و یا کمتر می‌شود، که به آن عادت می‌گویند. در واقع فرد با اشیاء یا شرایطی که موجب ترسش می‌شدند، خو می‌گیرد.

پاسخ: در روش دوم فرد باید تلاش کند در مقابل محرک‌های رفتاری‌اش مقاومت کند و پاسخی به آن‌ها ندهد. در واقع این روش درمانی به بیمار کمک می‌کند در مقابل احساس اجبار برای انجام رفتار‌های وسواس‌گونه‌اش مقاومت کند.

سایر تکنیک‌ها صرفا روی درمان شناختی رفتاری متمرکز هستند. این تکنیک‌ها تلاش می‌کنند رفتارهای اجباری بیمار را کنترل کرده و از بین ببرند. این کار با شناسایی و ارزیابی باورهای فرد در رابطه با عواقب انجام دادن یا دوری از رفتارهای اجباری انجام می‌شود.

وقتی درمان‌گر، افکار مزاحم بیمار و معنایی را که این افکار برایش دارند، شناسایی کرد، او را تشویق می‌کند تا اقدامات زیر را انجام دهد:

  • رفتارهایی را که ناشی از وسواسش هستند و همچنین آن‌هایی را که منبع دیگری دارند، بررسی کند.
  • تحریفات و کج‌روی‌های شناختی خود را که ناشی از وسواس هستند، شناسایی کند.
  • پاسخ تهدیدآمیز یا خطرناک کمتری برای افکار، تصورات و یا ایده‌های خود در نظر بگیرد.

مطالعات کمی در رابطه با میزان اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر روی اختلال وسواس فکری‌عملی انجام شده است. اما همین تعداد نیز نشان داده‌اند این روش درمانی موثر است.

مهارکننده‌های بازجذب سروتونین

داروهای مهارکننده‌های بازجذب سروتونین، برای مدیریت و درمان اختلال وسواس در کودکان و همچنین بزرگسالان موثر واقع شده‌اند. برخی از این داروها عبارت هستند از:

  • کلومیپرامین
  • فلوکستین
  • فلووکسامین
  • پاروکستین هیدروکلراید
  • سرترالین
  • سیتالوپرام
  • اسسیتالوپرام

تحقیقات ثابت کرد است حدود نیمی از بیماران مبتلا به اختلال وسواسی، صرفا با استفاده از مهارکننده‌های بازجذب سروتونین درمان نمی‌شوند. بنابراین در صورت لزوم داروهای ضدروانپریشی نیز به لیست داروهای درمانی آن‌ها اضافه می‌شود.

اگر مشخص شود اختلال وسواس ناشی از نوعی عفونت خاص است، برای بیمار آنتی‌بیوتیک تجویز می‌شود.

 

حرف آخر

همانطور که گفتیم بیماری وسواس در کودکان معمولا ریشه در اضطراب و استرس‌های آن‌ها دارد. بنابراین اگر این نوع استرس‌ها کنترل شوند، احتمال ابتلا به این اختلال بسیار پایین می‌آید. توصیه می‌کنیم مطلب «اضطراب جدایی در کودکان» را مطالعه کنید. در آخر لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما و سایر همراهان انگیزه به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 تعداد نظرات
پریدن به بالا