انگیزه های جذاب زندگی

شمس تبریزی و حضرت فاطمه (س)؛ ماجرا چیست؟

شمس تبریزی، مراد، مقتدا و حتی خدای مولوی، در یادداشت‌های خود عرفان را لایق حضرت فاطمه زهرا (س) ندانسته و وی را زاهده می‌داند؛ چراکه آن حضرت درباره دوزخ نگران بوده و از رسول الله (ص) پیوسته درباره دوزخ سؤال می‌کرده است. (لازم به ذکر است که مولوی در یادداشت‌های خود از شمس به عنوان «شمس من و خدای من» یاد می‌کرده است!)
در همین راستا، در این مقاله قصد داریم تا به بررسی چیستی ماجرای شمس تبریزی و حضرت فاطمه (س) و جریان توهین به ساحت مقدس این حضرت بپردازیم.

 

شمس تبریزی و حضرت فاطمه (س) و جایگاه ایشان از نظر شمس

شمس معتقد بود که «ما عرفا (بر خلاف زهاد) از دوزخ بیمی نداشته و با آن چنان معامله‌ای کنیم که از ترس ما بمیرد!» بیانات شمس توسط مریدان و طرفداران او در قالب کتابی تحت عنوان «مقالات شمس» به رشته تحریر درآمده است. او در این کتاب در رابطه با جایگاه حضرت فاطمه (س) چنین می‌گوید: «مردم را سخن نجات خوش نمی‌آید، سخن دوزخیان خوش می‌آید. لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم (بیفشانیم) که بمیرد از بیم. فاطمه رضی الله عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.»

شمس تبریزی و حضرت فاطمه نکته: زهاد در اصطلاح و ادبیات عرفان صوفیانه، افرادی ظاهربین، خشک مقدس و قشری فاقد مقام معرفت هستند و مقام عرفا بسیار بالاتر از آن‌هاست.

این ادعای شمس در حالی است که همه انبیا، اولیای الهی، شخص رسول الله و ائمه معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) نیز نسبت به دوزخ و عذاب الهی به ویژه برای امت خویش اظهار نگرانی می‌کردند. البته عرفا و صوفیه، شأن خویش را فراتر از بهشت، جهنم،‌ نعمت‌ها و عذاب الهی می‌دانند. لازمه قول به وحدت وجود نیز همین است؛ چراکه با فنا در ذات الهی، عین خدا شدن و خود خدا بودن چه جای نگرانی از جهنم و چه جای شوق به بهشت است!

اما در تعلیقات مقالات شمس، نسخه محمدعلی موحد، مطلبی در همین راستا از وی نقل شده که حاکی از اصرار او بر جسارت و بی‌ادبی به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) است. شمس ضمن نقل داستانی جعلی و موهوم چنین می‌گوید:

«(پیغمبر) از معراج آمده بود، هر کسی از آنچه در آن بود سؤال می‌کرد، یکی دیدار، یکی صفت بهشت، فاطمه رضی الله عنها گفت من آن ندانم، من خوفی دارم، صفت دوزخ کن.»

ماجرای شمس تبریزی و حضرت فاطمه

با این وجود، به دلیل پیشینه تصوف گونه شمس و همچنین ارادت خاص او به برخی منابع رسمی اسلامی که از سوی مخالفین ائمه اطهار (ع) تنظیم شده‌اند، مطالب عجیب و توهین‌آمیزی در این کتاب وجود دارند که متأسفانه بدون هیچ ویرایشی و به صورت کامل، در داخل ایران به چاپ می‌رسند. به عنوان مثال، می‌توان به مقایسه نابجای جایگاه شمس تبریزی و حضرت فاطمه (س) اشاره کرد که ایشان را زاهده می‌نامیدند.

با این حال، گرچه تمامی مفسران نسبت به توهین شمس به جایگاه حضرت زهرا (س) اتفاق نظر دارند؛ اما در ادامه دیدگاه متفاوتی از استاد ورزدار آورده‌ایم که تفسیری متفاوت از آنچه بیان شد را ارائه می‌دهند.

توهین شمس تبریزی به حضرت فاطمه

تفسیری متفاوت از ماجرای شمس تبریزی و حضرت فاطمه (س)

کرامت ورزدار، مدرس گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، در یادداشتی با عنوان ممارات و سخن شمس تبریزی درباره حضرت صدیقه طاهره (س) به نقد و بررسی سخن شمس تبریزی در مورد این حضرت پرداخته است. این تفسیر به شرح زیر است:

مغالطه ممارات یکی از مغالطه‌های مرسوم لفظی است که اصطلاحاً اشاره به دو پهلویی در معنای جمله بر اساس علائم نقطه گذاری مانند نقطه ویرگول یا دیگر علائم نگارشی و ویرایشی جمله همانند مرجع ضمیر، کسره مضاف، واو عطف و … دارد. ممارات در ادبیات (ایهام یا ایهام تناسب) یک صنعت و آرایه ادبی به حساب آمده و بر غنای شعر می‌افزاید؛ اما در جدل به خصوص در براهین عقلی استفاده از این فن یک مغالطه است. دو پهلویی در جملات صرفاً به شعر و مغالطه محدود نمی‌شود، بلکه گاهی برای پوشاندن مراد در هنگام خوف، خطر یا در موارد دیگر هم به کار می‌رود. حال جملات شمس در کتاب مقالات خود در باب حضرت صدیقه طاهره (س) را به دو صورت به نگارش در می‌آوریم و سپس به تشریح معنای آن‌ها می‌پردازیم.

شمس تبریزی و حضرت فاطمه

نگارش اول: «مردم را سخن نجات خوش نمی‌آید، سخن دوزخیان خوش می‌آید. سخنی که در آن نجات باشد آن راستی است. لاجرم، ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم که بمیرد از بیم. فاطمه رضی الله عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغامبر حکایت دوزخ پرسیدی.»

نگارش دوم: «مردم را سخن نجات خوش نمی‌آید، سخن دوزخیان خوش می‌آید. سخنی که در آن نجات باشد آن راستی است. لاجرم، ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم که بمیرد از بیم. فاطمه رضی الله عنها عارفه نبود، زاهده بود پیوسته از پیغامبر حکایت دوزخ پرسیدی؟»

معنای نگارش اول: به نظر می‌رسد سخن از نجات در برابر سخن از دوزخیان، اشاره به شوق جنت و خوف از دوزخ دارد. مردم بیشتر مایل به شنیدن سخنانی هستند که حکایت از خوف دوزخ دارد و شمس خود را مجبور می‌داند که از خوف سخن گوید. در حالی که وی حقیقت را شوق جنت می‌داند. شمس در عبارتی جالب بیان می‌کند که ما از دوزخ به نحوی سخن می‌افشانیم که دوزخ از ترس بمیرد (نه اینکه مردم از ترس بمیرند.) در ادامه، به این موضوع اشاره می‌کند که نگاه عارف به دوزخ متفاوت با نگاه زاهد است. عارف از ترس دوزخ نمی‌میرد، بلکه دوزخ را می‌ترساند در حالی که زاهد از آتش خوف دارد. او سمبل یکی از زهاد را فاطمه (س) می‌داند که خوف از دوزخ داشت و عارف نبود که دوزخ را بترساند!

معنای نگارش دوم: در اینجا سخن دوزخیان (اهل دوزخ) که در برابر سخن نجات است، متفاوت با سخن از خوف دوزخ است؛ زیرا شمس خود توضیح می‌دهد که سخن نجات راستی (صدق) است که اشاره به حدیث «النجات فی الصّدق» دارد. بنابراین سخن دوزخیان (اهل دوزخ) اکاذیب است، اما عارف سخن صدق می‌گوید. به همین خاطر چون سخن از دوزخ یک حقیقت است و شمس می‌خواهد سخن نجات گوید، می‌بایست از دوزخ سخن بگوید و سخن خود را تابع میل و خواست مردمی نمی‌کند که به دنبال سخن دوزخیان هستند. اما سخن گفتن عارف از دوزخ متفاوت با دیگران است. دیگرانی که سخن از دوزخ می‌گویند، خوف از نار را مطرح می‌کنند؛ اما عارف چنان عشقی دارد که حتی وقتی از دوزخ سخن می‌گوید، دوزخ را می‌ترساند. بدین معنی که عشق عارف دوزخ را می‌ترساند به نحوی که دوزخ از ترس می‌میرد!

شمس برای توجیه اینکه می‌تواند از دوزخ سخن بگوید از استفهام انکاری استفاده می‌کند و می‌گوید آیا فاطمه که از رسول خدا پیوسته حکایت دوزخ می‌پرسید زاهده بود و عارفه نبود؟ خیر! فاطمه عارفه بود، اما پیوسته از رسول الله حکایت دوزخ می‌پرسید. پس وقتی فاطمه (س) این چنین بود، عارفانی همچون من نیز به تبعیت از او چنین می‌کنیم.

 

جمع‌بندی

در این مقاله به تشریح ماجرای شمس تبریزی و حضرت فاطمه (س) پرداخته و آن را از دیدگاه‌های مختلف مورد ارزیابی قرار دادیم. همان‌طور که اشاره شد، دو نگارش متفاوت از کلام شمس، دو معنای متضاد از آن را افاده می‌کند. به عبارتی، اگر جمله آخر را خبری بخوانیم، معنایش توهین به ساحت حضرت فاطمه (س) و اگر به نحو استفهام انکاری بخوانیم، مدح حضرت است. به نظر شما کدام یک از مفاهیم مد نظر شمس تبریزی بوده است؟ آیا ایشان قصد توهین به حضرت فاطمه (س) داشته‌اند؟ دیدگاه‌های خود را با ما در میان بگذارید.

در پایان،‌ برای آشنایی با فضایل حضرت فاطمه زهرا (س)، مطالعه مطلب «القاب حضرت زهرا (س)» را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

مطالب زیر را هم ببینید