مجموعه شعر وطن و وطن پرستی بسیار زیبا و حماسی

شعر وطن و وطن پرستی بسیار زیبا و حماسی

در بررسی و مرور دیوان شاعران گذشته و معاصر، درمی‌یابیم که همه آن‌ها خواهان سربلندی سرزمین باستانی خود و استقلال آن در همه زمینه‌ها هستند. شاعران همواره در شعر خود، اختصاصاً در این موضوع، به مسائلی که بر‌هم‌زننده آرامش و تهدیدکننده هویت ملت ایران باشد، به مقابله برخاسته‌اند و مردم، به‌ویژه جوانان را به دفاع از وطن و حفظ نام و شهرت کشور باستانی خود تشویق و ترغیب کرده‌اند. بنابراین وطن و سرزمین هر ملت، از جمله مواردی است که برای ساکنان آن کاملاً حیاتی و پرارزش است. در این مطلب مجموعه ای از شعر وطن را آماده کرده ایم؛ با هم بخوانیم.

به دنیا بس همین یک افتخارم
که یک ایرانی والا تبارم

گلچین شعر وطن و وطن پرستی

می‌کنیِ‌ و می‌کنیم ‌و می‌کنند آرزو به‌چال
از کدام درد لب به‌شِکوه واکنیم، بی‌خیال!
دیرگاهی می‌شود که نایِ نی‌زدن نمانده‌ است
پاره‌ی تن من ای تو مرز و بوم پرگهر بنال!

❖.❖.❖.❖.❖.❖

“شعر وطن پرستی ایران از فردوسی”

ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر  زیر  دست ِ منست
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و  شیران شــود
چـو ایـران نباشد  تن  من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی  یکسر  بجـنگ  آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربه‌سر تن به کشتن دهیم
بـه از آنکه  کشـور به دشمن دهـیم
اگر  کُشــت  خواهــد  تو را روزگــار
چــه  نیکــو تر  از  مـرگ  در کـــار زار

❖.❖.❖.❖.❖.❖
به هر جا که هستید خروش آورید
جهنده جهان را به جوش آورید
همه یک به یک مهربانی کنید
به کل جهان پاسبانی کنید
جهان را بسازید همچون بهشت
مگوئید هرگز سخن های زشت
بگوئید این جمله در گوش باد
چو ایران نباشد تن من مباد

شعر وطن پرستی ایران زیبا

شعر وطن پرستی ایران

ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من

ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام

آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن

کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش

رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب

مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازن سپاهت صف به صف

خون به دل کردند دشت ونهر را
بازگرداندند خرمشهر را

ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من

خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من

ای دریغ از تو که ویران بینمت
بیشه را خالی ز شیران بینمت

خاک تو گر نیست جان من مباد
زنده در این بوم و بر یک تن مباد

❖.❖.❖.❖.❖.❖

وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو
که تو جانی و سراپا همه جان روشنی تو

وطنم تو بوی باران به شب ستاره باران
که خوشی و خوشترینی به مذاق میگساران

من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابی
من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابی

وطنم ، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم وطنم ایران

وطنم خوشا نسیمت که وزدنش گل از گل
وطنم خوشا شمیمت که دمیدنش تغزل

وطنم که شعر حافظ شده وصله تن تو
که شکفته شعر سعدی به بهار دامن تو

وطنم درودی از من به تو به عاشقانت
که سپرده ام به پیکت به نسیم مهربانت

ایران من ،ایران من
ای مهر تو برجان من

شعر وطن پرستی زیبا

شعر وطن پرست

“شعر وطن عشق تو افتخارم”

وطن عشق تو افتخارم

وطن در رهت جان نثارم

 وطن خاک پاکت بهشتم

وطن گلخنت لاله زارم

 وطن عشق تو افتخارم

وطن در رهت جان نثارم

 وطن عاشقم بر شکوهت

به از گل بود سنگ و کوهت

 وطن هر کجایی که باشم

تویی جان فضا ای دیارم

 وطن عشق تو افتخارم

وطن در رهت جان نثارم

 وطن قلب من هستی من

بود رگ رگم پر زخونت

 زتو همچو گل بشکفت دل

اگر در خزان یا بهارم

 وطن عشق تو افتخارم

وطن در رهت جان نثارم

❖.❖.❖.❖.❖.❖

اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست؛

من این ویران‌سرا را دوست دارم.

اگر تاریخ ِ ما افسانه‌ رنگ است؛

من این افسانه‌ها را دوست دارم.

نوای ِ نای ِ ما گر جان‌گداز است؛

من این نای و نوا را دوست دارم

❖.❖.❖.❖.❖.❖

در میکده میرقصم ، از بادیه می نوشم
سبز است و سفید و سرخ، این جامه که می پوشم
شکرانهء انعامت، جامم به تن جامت
دستی می و دیگر دست حور است در آغوشم

❖.❖.❖.❖.❖.❖

وقتی که ایران هست خلیج یعنی فارس

تاریخ می لرزد از خشم قوم پارس

جز این اگر باشد خلیج آبی نیست

بی سایه ایران بیش ازسرابی نیست

تا میهن کاوه تابوت ضحاک است

این سرزمین از هر اهریمنی پاک است

صدها هزار آرش جان در کمان دارند

تیری اگر کاریست این عاشقان دارند

❖.❖.❖.❖.❖.❖

وطن یعنی همه آب و همه خاک
وطن یعنی همه عشق و همه پاک

به گاه شیر خواری گاهواره
به دور درد پیری عین چاره

وطن یعنی پدر مادر نیاکان
به خون و خاک بستن عهد و پیمان

وطن یعنی هویت اصل ریشه
سر آغاز و سر انجام و همیشه

ستیغ و صخره و دریا و هامون
ارس زاینده رود اروند کارون

وطن یعنی سرای ترک تا پارس
وطن یعنی خلیج تا ابد فارس

وطن یعنی دو دست از جان کشیدن
به تنگستان و دشتستان رسیدن

زمین شستن ز استبداد و از کین
به خون گرم در گرمابه فین

وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن

وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی گذشته حال فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا

وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران

وطن یعنی رهایی ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون

وطن یعنی زبان حال سیمرغ
حدیث جان زال و بال سیمرغ

سپاه جان به خوزستان کشیدن
شهادت را به جان ارزان خریدن

نماز خون به خونین شهر خواندن
مهاجم را ز خرمشهر راندن

وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن

وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی گذشته حال فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا

وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران

شعر وطن پرست

شعر وطن پرستی

ایران…

فدای اشک و خنده تو

دل پر و تپنده تو

فدای حسرت و امیدت

رهایی رمنده تو

اگر دل تو را شکستند

تو را به بند کینه بستند

چه عاشقان بی‌نشانی

که پای درد تو نشستند

کلام شد گلوله باران

به خون کشیده شد خیابان

ولی کلام آخر این شد

که جان من فدای ایران

تو ماندی و زمانه نو شد

خیال عاشقانه نو شد

هزار دل شکست و آخر

هزار و یک بهانه نو شد

به خاک خسته تو سوگند

به بغض خفته دماوند

که شوق زنده ماندن من

به شادی تو خورده پیوند

“افشین یداللهی”

شعر وطن دوستی سروده ی کیست؟

علامه میرزا علی اکبر خان دهخدا یکی از کسانی بود که همواره در خدمت مردم وطن و حمایت از آن‌ها بود. شعر فراموش نشدنی وطن داری یا وطن دوستی برگرفته از چرند و پرند علی اکبر دهخدا را با هم می‌خوانیم:
هنوزم ز خردی به خاطر در است
که در لانـﮥ ماکیان برده دست
به منقارم آنسان به سختی گَزید
که اشکم چو خون از رگ آن دم جهید
پدر خنده بر گریه ام زد که هان!
وطن داری آموز از ماکیان

معنی شعر وطن داری دهخدا

از دوران کودکی هنوز این خاطره را به یاد دارم که، هنگامی که دست خود را به داخل لانه‌ی پرنده‌ای بردم.
پرنده آن چنان به دستم نوک زد که از چشمانم اشک سرازیر شد.
در همان موقع پدرم به گریه‌ی من خندید و گفت: دفاع و حمایت از وطن را از پرندگان بیاموز. (پرندگان حتی لحظه‌ای اجازه نمی‌دهند که کسی به خانه شان تجاوز کند).

سخن آخر

شعر یکی از جایگاه های بارزی است که ادیب و شاعر در آن احساسات و دردهای ملّت خویش را بیان می کند. شاعران در دوره های مختلف تاریخ بشر، دردها و سختی های ملت خویش را بر دوش حمل نموده و در پی ترسیم چهره ی واقعی استعمارگران و مستبدان بوده اند. ظلم و ستم حاکمان و نیز تجاوز حکومت های خارجی و نیز بیگانگان به کشور ایران زمینه ساز شکل گیری ادبیات پایداری در آن گشت و شاعران معاصر نیز ادامه رو این موضوع بوده اند.

در این مطلب سعی کردیم زیباترین گلچین شعر وطن را برایتان ارائه دهیم؛ اگر شما نیز شعر وطن دیگری که حماسی و زیبا باشد، سراغ دارید، در پایین همین مطلب برای ما بنویسید.

همچنین شما می توانید در همین رابطه، مطلب «شعر ایران؛ منتخب بهترین اشعار زیبا در وصف ایران» را نیز بخوانید.

نظری ثبت نشده است

Leave a reply

انگیزه
Register New Account
عضویت در سایت
Reset Password
Compare items
  • Total (0)
Compare