بسته

۴ متن روضه اربعین سوزناک زیبا، از مداحان مختلف اهل بیت

متن روضه اربعین سوزناک زیبا، از مداحان مختلف اهل بیت

اربعین حسینی، تکرار یاد و خاطره حماسه سازان کربلاست، سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش! و سلام بر اندوه‌های دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند. به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می‌نشینیم و در این مطلب زیباترین مجموعه متن روضه اربعین را ارائه می‌کنیم.

گلچین متن روضه اربعین از مداحان مختلف

۱. متن روضه اربعین طاهری

چه تلخ می شود این روضه ها بدون شما

چه تلخ تر همه ی عمر ما بدون شما

 منم غریبه و شب تیره و مسیرم سخت

کجا روم چه کنم بی شما بدون شما

پیامبرفرمودند: أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه. من و علی ، دو پدر این امت هستیم. یعنی تا امام زمان، همه ی امامان باباهای ما هستند،اگه یه بچه با باباش حتی زیارت بره،بچه است،دستش رو باباش رها کنه،احساس کنه باباش رو گم کرده،بی قرار میشه، فقط ناله میزنه و اشک می ریزه،دیدی تا حالا؟سئوال میکنی بچه چی شده؟فقط گریه میکنه،هق هق میکنه، کدوم از ما همچین حالی داریم؟ کدوم از ما از آقامون خبر داریم؟از این بابای مهربون.

 کجاست خیمه سبزت که راه گم کردم

مرا بخوان نروم هیچ جا بدون شما

 تمام لطف نفسهای ما حضور شماست

چگونه بال زنم تا خدا بدون شما

 قسم به شال عزایی که بسته ای به کمر

چرا امام زمان،شال عزا به کمر بسته؟آقایی که می فرماید: در این مصائب اگه اشک چشمم خشک بشه خون گریه می کنم.وقتی امروز ببینه عمه اش زینب با قد خمیده داره میآد،دیگه رو پا ایستادن امام زمان مشکل میشه.

 قسم به شال عزایی که بسته ای به کمر

چه سرد می شود این روضه ها بدون شما

***

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

اسمت رو بنویس جزو زائران روز اربعین،حاشا به کرم آقا،اگه دل هایی که امروز برا حرمش می تپه،جزو زائراش ننویسن، مولا عباس چاوش وقتی با جوانها اومدند کربلا،پای پیاده، ابی عبدالله در عالم رؤیا اومد دیدن اینها، مولا عباس داره در رؤیا می بینه،تا اومدند از جا بلند شن،آقا فرمودند:بشینید مولا عباس،خیلی خسته شدید این همه راه پیاده اومدید، جان حسین بشینید،مولا عباس چند تا دلیل داشته اومدن من،اولین اینکه بدونید:هر کی میآد زیارتم من دیدنش میام،هر دیدی یه بازدیدی داره، یه دلیل دیگه اش، مولا عباس وقتی می اومدید یه پیرمردی جلوی جلسه ی شما، جلوی در،کفش های نوکرها رو جفت میکنه،دوست داشت با شما بیآد کربلا،گرفتار بود،پول نداشت،آه کشید، سلام من ِ حسین رو بهش برسونید،بگید :حسین فراموشت نکرده… حالا هرکی می خواد زائر بشه بسم الله، دست ادب روی سینه ات بگذار:

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

حالا یه سلام از زبون بی بی زینب بگیم:

 أَلسَّلامُ  عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ

گفت:حسین

منم آن کوهی که از داغت در هم شکستم

من همون زینبم که شام رو روی سر اونها ویرون کردم،اما دیگه طاقت ندارم

منم آن کوهی که از داغت در هم شکستم

شکستم آن گونه که نشناسی من که هستم

حسین جان یادت ِ، من متحیر بودم بالای گودال ِ قتلگاه،هی میگفتم:این حسین ِ من ِ، من باور نمی کردم، تو خودت از گلوی بریده صدا میزدی،اُخی  اِلیَّ، اشتباه نیومدی زینب من حسینتم، حالا حسینم، امروز اگه من خودم رو معرفی نکنم نمی شناسی.

منم همون همسفر ِ زار و تنها

که هنوز باور نداره تو این دنیا

فاتحه خون ِ تو شده رو این خاک ها

آب می ریزم رو مزارت ای تشنه لب

رسیده وقت دیدارت ای تشنه لب

می خوام بمیرم کنارت ای تشنه لب

سالار زینب یا حسین ای تشنه لب

تو از رو نیزه دیدی که هرچی من کشیدم

من از پای نیزه سنگ ها رو بر جون خریدم

یادت میآد افتاد سرت از نیزه ها

دویدم و بغل گرفتم تو رو تا

سرت نمونه زیر پای ِ مرکب ها

یادم میآد تو مجلس ِ نامحرم ها

سر تو بالا آمد از تشت طلا

که چشم های بی حیا برگرده از ما

سالار زینب یا حسین ای تشنه لب

***

اگرچه پای فراق تو پیرتر گشتم

مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم

 شبیه شعله شمعی اسیر سو سو یم

 رسیده ام سر خاکت ولی به زانویم

یادته چه طور می رفتی کنار بدن علی اکبر؟دیگه قوَّتی تو پاهات نبود،زینب همون حال رو داره

 بیا که هر دو بگرییم جای یکدیگر

برای روضه مان در عزای یکدیگر

 حالا زینب رسیده کنار عشقش می خواد روضه بخونه،بگه حسین:بیا با هم روضه هامون رو مرور کنیم

من از اصابت آن سنگهای بی احساس

 تو از نگاه یتیمت به نیزه ی عباس

 به زخم ِ کاری ِ نیزه که بازی ات میداد

به نقش های کبودی که بر تنم افتاد

بر آن صدای ضعیفت، بر این نفس زدنم

برای چاک لبانت، به زخم های تنم

 همین بس است بگویم که زخم تسکین است

که گوش های من از ضرب دست سنگین است

 ***

چگونه؟ با که بگویم ؟دو دل جدا ماندند

که پاره های دلم بین بوریا ماندند

 چگونه با تو بگویم که نوزده کودک

 ز جمع قافله ی خواهر ِ تو جا ماندند

 یکی دو تا که در آن شب درون خیمه و دود

 میان حلقه ی آتش به شعله ها ماندند

 یکی دو تا که زمان هجوم جان دادند

 و چند تای دگر زیر دست و پا ماندند

 دو طفل در بغل هم ز درد دق کردند

دو طفل موقع غارت ز ما جدا ماندند

 یتیم های تو را جمع کردم اما از

 فشار حلقه ی زنجیر بی صدا ماندند

 ***

چهل شب است که با کودکان نخوابیدم

چهل شب است که از خیزران نخوابیدم

 روز اربعین ِ ابی عبدالله است،بزرگان ما امروز رو حواسشون از روز عاشورا هم بیشتر  بود، یکی از بزرگان روز اربعین بهم می ریخت، ازش سئوال می کردی چرا اینجوری شدید؟ می گفت:من یه سال اربعین کربلا بودم، انگار هنوز صدای ناله ی بچه های حسین توی گوشم ِ.

***

چهل شب است نه انگار چهارصد سال است

هنوز پیکر تو در میان گودال است

 هنوز گرد تنت ازدحام می بینم

به سمت خیمه نگاه حرام می بینم

 هر آنچه بود کشیده ز پیکرت بردند

مرا ببخش که دیر آمدم سرت بردند

 مرا ببخش نبودم سر تو غارت شد

کنار مادرم انگشتر تو غارت شد

***

رسیده ام سر وداع ِ آخرمان

اگر چه زودتر از من رسیده مادرمان

ببین که دست به پهلو نشسته می گرید

زداغ آن سر ِ ابرو شکسته می گرید

***

یعنی حسین جان اومدم کنار مزارت، می بینم مادرم اول رفته کنار قبر عباس نشسته.

تو تشنه رفتی و بعد تو آشیانم سوخت

نفس نفسم بی تو دودمانم سوخت

اگر چه دست کسی سمت  معجرم نرسید

زبس که زخم زبان بود نیمه جانم سوخت

به زیر تابش خورشید دخترت می گفت

که از حرارت زنجیر استخوانم سوخت

زبام های بلند، آتشی به نی می ریخت

پس از سر تو سر و روی دخترانت سوخت

بیشتر از همه تو زیارت اربعین خانم رباب اذیت شده، سه روز میگن اهلبیت کربلا بودن، زین العابدین ترسید از جان دادن خیلی ها،فرمان داد،عمه جان همه رو جمع کن برگردیم مدینه، دیدن رباب جلو اومد خانم جان: به من اجازه بده اینجا بمونم، بعضی ها نوشتند یک سال کنار قبر حسین یه طوری ضجه می زد،یه طوری ناله می زد، همه ی بیابون نشین ها با ناله ی رباب گریه می کردند، هر چی اومدند گفتند:خانم جان یه سایه بان حداقل بذار برات درست کنیم،آفتاب سوزنده است،می فرمود:نه،نه،خودم دیدم بدن عزیزم زیر آفتاب،روی خاک های گرم کربلا بود

رباب بر سر خود می زد و به من می گفت

به روی نیزه ببین طفل بی زبانم سوخت

فایل صوتی متن روضه اربعین طاهری

متن روضه اربعین سوزناک
متن روضه اربعین حسینی

۲. متن روضه اربعین کافی

به جغدی بلبلی گفتا تو در ویرانه جا داری

من اندر بوستان بر شاخه سرو آشیان دارم

بگردان روی از این ویران بیا با من سوی بستان

ببین چندین هزاران سرو و کاج و ارغوان دارم

جوابش داد ای بلبل تو را ارزانی آن گلشن

مرا این بس که ویرانه، مأوی و مکان دارم

اگر ویرانه بد بودی چرا پس دختر زهرا

به ویران می نشستی که غمش آتش به جان دارم

ای بلبل! من هم مثل تو چمن نشین بودم می دانی کی ویرانه نشین شدم؟

گذشتم از گل احمر پس از مرگ علی اکبر

به دل، داغ غم ناکامی آن نوجوان دارم

تو بر سر، شورش شمشاد و یاس و ارغوان داری

من اندر لانه دل، داغ عباس جوان دارم

اُف بر این روزگار! بچه های فاطمه (س) کجا و گوشه ویرانه کجا. چراغها را خاموش کردند. در این تاریکی به یاد یک خرابه نشین باشد. مجلس،خوب مجلسی است حال خوشی هم داریم. روز اربعین هم است، نزدیک زوال ظهر است. آی امام حسین(ع)! این قدر دلمان می خواست امروز کربلا باشیم. آی امام حسین! این قدر دلمان می خواست امروز دور قبرت مثل پروانه بچرخیم. آقایان اهل علم! فضلا! محترمین! رجال فضیلت! متدینین! مذهبی ها! خود امام حسین(ع) هم راضی است که من امروز شما را به حرم این سه ساله ببرم. خدا نکند سرپرست شوی، به خدا سرپرستی خیلی زحمت دارد، مسوولیت دارد. زینب(س) سرپرست بچه ها بود. زینب (س) این همه غمی که دارد باید به همه کارها برسد. بی بی، تمام زنها و بچه ها را خواب کرد. حالا آمد خودش بخوابد. کمتر من این کلمه را با صراحت گفته ام، اما روز اربعین است بگذارید بگویم، آتش بزنم. آی زن و مرد! زینب(ع) آمد روی خاکها بخوابد. تا آمد بخوابد یک وقت دید گوشه خرابه در تاریکیها یک بچه بلند شده، هی می گوید: بابا! بابا! بابا! ای خدا! چه کار کنم؟ با این همه زحمت من این زن و بچه را خواباندم، باز یکی یکی بیدار می شوند بلند شد آمد جلوببیند چه کسی است؟ دید رقیه است. امروز برای امام حسین(ع) داد بزنید. رقیه گفت: من بابایم را می خواهم، من پدرم را می خواهم، الان بابایم اینجا بود.

دختر دُر دانه منم به کنج ویرانه منم عمه چه آمد به سرم چرا نیام پدرم

الله اکبر، الله اکبر

امروز می خواهم نوحه بخوانم، همه با من بخوانید:

دختر در دانه منم به کنج ویرانه منم عمه چه آمد به سرم چرا نیامد پدرم

الله اکبر، الله اکبر

یک وقت دیدند غلامی آمد یک طبق هم در دستش است. یا الله! یا الله! این بچه دوید جلو روپوش را از روی طبق برداشت، دید سر بریده حسین(ع) است.

عمه بیا گمشده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده پدر! فدای سر نورانیت

سنگ جفا که زد به پیشانی ات بس که دویدم عقب قافله پای من از ره شده پر آبله

سر بابایش را به سینه چسباند. صدا زد: بابا! چه کسی مرا یتیم کرد؟ یک وقت دیدند این بچه دیگر ناله نمی کند. وقتی زیر بغل بچه را گرفتند دیدند رقیه جان داده است.

نور وجودم از طلوع روی حسین است ظلمت امکان، سواد موی حسین است

مشی قدم را وصال ذات قِدَم نیست جنبش سالک به جسجوی حسین است

جان ندهم جز به آرزوی جمالش  جان مرا دل به آرزوی حسین است

عاشق او را چه اعتناست به جنت جنت عشاق خاک کوی حسین است

عاشق او را چه غم زمرگ طبیعت زندگی عاشقان به بوی حسین است

امام حسین! امشب، شب اربعین تو است. ای کاش کربلا بودیم. ای کاش می آمدیم کربلا، دور قبرت می چرخیم. آنهایی که می خواهند کربلا بیایند کجا هستند؟

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

ای خدا! هر کس تا حالا رفته قبر حسین(ع) را بغل کرده است. اما آی زن و مرد! زینب(س) بدن پاره پاره اش را بغل کرده. ما پیاده می رفتیم کربلا این مردم مسلمان برای زوّارهای امام حسین(ع) احترام می گذشتند. آی بمیرم! زینب(س) را کتک زدند. آی حسین! حسین! حسین! حسین!….

چون شب اربعین است بگذارید چند بیت شعر بخوانم.

سوی شامم می برند این کوفیان با شور و شین

ای زمین کربلا جان تو و جان حسین

ای زمین کربلا امشب حسین تنها بُود

نی غلط گفتم که امشب ساروان اینجا بود

اللهم صل علی محمد و آل محمد بحق الحسین یا الله!

متن روضه اربعین امام حسین
متن روضه اربعین سوزناک

۳. متن روضه اربعین محمود کریمی

پسر فاطمه سلام سلام
خواهرت زینب آمده از شام

من که بی تو سفر نمیکردم
بی تو یک لحظه سر نمیکردم

مانده زخم فِراغ بر جگرم
سر پاک تو گشت همسفرم

بود بهر تَسلیِ دل من
سرِ تو سایه بانِ محمل من

لشگر اشکِ من سپاه تو بود
نفسم شعله هایِ آه تو بود

صوت قرآن تو دلم را بُرد
چشم هایِ تو محملم را بُرد

چتر من سایۀ سر تو
مونسم بود اشکِ دختر تو

ای سرت بر سنان تماشایی
ای لبت خشک و دیده دریایی

تا کنی اشک چشم ما را پاک
دست بیرون بیار از دل خاک

غم ایام را بپرس از من
قصۀ شام را بپرس از من ..

کوه اندوه ریخت بر سر ما
شام شد کربلایِ دیگر ما

صوت قرآن کجا؟.. شراب کجا؟!..
دستِ زینب کجا؟.. طناب کجا!؟..

یا اَخا شامیان بدند ، بدند
دختران تو را زدند ، زدند

من که خود بوده ام شریک غمت
من که بودم مدافعت حرمت

حامی نازدانه ها بودم
سپر تازیانه ها بودم

هر چه تو زخم دیدی از دشمن
جای کعبه نی است بر تن من

به تو و باغ لاله ات سوگند
به سفیر سه ساله ات سوگند

به لبت کز عطش ترک خورده
به تن کودک کتک خورده

به همه زخم هایِ سلسله ام
به قنوت نماز نافِله ام

به سِرشک دو دیده ات سوگند
به گلوی بریده ات سوگند

نه فقط زینب است خواهر تو
تو امامی و من پیمبر تو

*داداش اگه نامحرم نبود .. بدنمُ نشان میدادم .. میدیدی تازیانه ها با خواهرت چه کردن .. بدنم از بدنِ مادرمون کبودتر شده .. اما داداش اینا درد نداشت بالاترین دردمُ بزار برات بگم : ..*

تو رو میون قتل گاه ، غریب گیر آوردنت
رقیتُ تو کوچه ها ، یتیم گیر آوردنش

از جای تازیونه ها ، نشونه بود روی تنش
بچه ها هم میزدنش ، یتیم گیر آوردنش

حسین ….چه خبره الان کربلا … امسال مارو نبردی آقا …. اصلا امروز روضه خوان نداریم .. فقط همینُ بگم : همه از بالا شترها خودشونُ به زمین انداختن … ای حسین …

رأس تو که رو به رویِ خواهر بوده
خورشیدِ امید چند دختر بوده

با دیدنِ حنجر تو میشد فهمید
خنجر که سرت بُریده لب پَر بوده ..

فایل صوتی روضه اربعین محمود کریمی

متن روضه اربعین 99
متن روضه اربعین زیبا

۴. متن روضه اربعین میرزامحمدی

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّهَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقُومُ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّى وَ تَقْنُتُ

الان کجای عالم شرف حضور داری اقاجان … کجا داری نماز میخوانی … کجا داری گریه می کنی … کجای عالم داری برای ما دعا می کنی … کجای عالم داری برا ما استغفار می کنی ؟؟؟ اونی که ما گریه کنا می فهمیم اینه ،الان تو کوفه با عمه جانت زینب داری همراهی می کنی … بعضی ها فرمودن وقتی قافله رو از کوفه بردن تا وقتی که تو کوفه بودن یه عده ازین ۸۴ زن و بچه که بعضی هاشونم بنی هاشمی نبودن تو کوفه فامیل داشتن . سکینه ی بنت الحسین دید بعضی ها اومدن بعضی ازاین  اسرا رو از قافله جدا کردن عمه جان اینا کجا دارن میرن؟ فرمود عزیز برادرم اینا اینجا فامیل دارن ازین به بعد دیگه با ما نمیان … ” نه نمیان ،اینجا خونه دارن اینجا کس و کار دارن …”(خیلی دله این نازدانه ابی عبدالله شکست) عرضه داشت عمه جان مگه ما تو کوفه کس و کاری نداریم ؟(الله اکبر) یه نگاهی کرد؛ دید از این به بعد لباس هاشونو رفتن عوض کردن”  این بچه هایی که از گرسنگی و تشنگی رنگ به چهره نداشتن دیگه آب و غذا بهشون دادن … یعنی از اینجا به بعد فقط بنی هاشم تو قافله ی اسرا هستن …” کجا دارن میرن ؟اینا رو دارن میبرن شام بلا …”  همونایی که ۴۰ سال کینه ی امیرالمومنین و به دلاشون داشتن …” آقا جان الان کجای عالمی ؟ از زبان خود شما روضه ی اسارت عمه جان تو بخوانیم” اون روضه ای که خودت  فرمودی من خون گریه می کنم …”روضه ای که امام زمان خون گریه کنه حیفه من و تو گریه نکنیم …”

عمه ی من نائب الحیدر است

سیدالنساء پس از مادر است

عمه ی من سفیر خون خداست

هم دم هجده سر از تن جداست

عمه ی من اوست که در قافله

نشسته آورده به جا نافله …

عمه ی من بر سر بازارها

دیده ز اهل ستم آزارها

این بی بی کسی هست که ۵۶ سال آفتاب سایه اش رو ندیده بود ؛ این خانمی که ۵۶ سال تا کربلا که بیاد، تاریخ نوشته هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده”” این خانمیه که وقتی حرم پیغمبر میخواست بره ، امیرالمومنین و حسنین دورش و می گرفتن ،شبانه به زیارت پیغمبر میرفت” امیرالمومنین قنبر رو میفرستاد برو چراغ های حرم رو کمتر کن …” یه روز امام مجتبی پرسید بابا ما که زیارت میخوایم بریم روز میریم بدون هرگونه تشریفات” اما چرا زینب خواهرم که میخواد بره شب می بریمش با این همه تشریفات ؟ فرمود همه ی اینا به خاطر اینه مبادا کسی قد و قامتشو ببینه ….” حالا این خانم محاصره شده بین نامحرما ….” این زینب و آوردن تو کوچه و بازار کوفه دارن میگردونن …. یه جمله فقط” این خانمو آوردن تو مجلس شراب ….”

آی حسین ……

عمه ی من اسوه ی ایوب بود

شاهد قرآن و لب و چوب بود

هرچه صدا زد مزن ظالم که او مادر ندارد ….

هر چی گفت نزن بچه هاش دارن می بینن ” نتیجه ای نگرفت

آخر به طعنه گفت بزن ،خوب میزنی  …

ظالم به بوسه گاه نبی چوب میزنی ….

بأبی المستضعف الغریبیا ثارالله … یا اباعبدالله …

نَسئَلُک اَلّلهُمَ و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم به عظمت و مصیبت عمه جان امام زمان حضرت زینب سلام الله علیها تو را میخوانیم یا الله …

سلام و تسلیت خالصانه ما را اصاعه به محضر نورانیش برسان

اصاعه اقا و مولا و ولی نعمتمان را دعا گوی ما قرار بده

به دعای مستجابش حسن عاقبت بخیری به همه ما کرم فرما ….

زیباترین متن روضه اربعین سوزناک
بهترین متن روضه اربعین سوزناک

سخن آخر

فرارسیدن اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزادگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش، به تمامی دوستان اهل دل تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدواریم که سوگواری‌های یکایک شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد. اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‌های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است. اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‌های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.

امیدواریم از خواندن این مجموعه متن روضه اربعین استفاده لازم را برده باشید. شما می‌توانید انواع متن نوحه اربعین را نیز در انگیزه بخوانید. فراموش نکنید نظرات و پیشنهادات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 تعداد نظرات
پریدن به بالا