اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام، برای شب هشتم محرم

گلچین اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

شب های عزاداری محرم هریک متعلق به یک شهید بزرگوار است و شب هشتم محرم متعلق به حضرت علی اکبر (ع)، فرزند امام حسین (ع)، می باشد. در این شب اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام برای متن نوحه و مداحی مورد استفاده قرار می گیرد که ما در این مطلب به جمع آوری زیباترین این اشعار پرداخته ایم؛ با ما همراه باشید.

 

اشعار شهادت حضرت علی اکبر (ع)

نور چشمم، شبه پیغمبر، نکش پا بر زمین
آمدم بابا! علی اکبر(ع)، نکش پا بر زمین

کینه نام ِ تو را دارند این سرنیزه ها
شد عجب دور و برت محشر، نکش پا بر زمین

تیرهایش شد تمام و دید جان داری هنوز
بر تنت شمشیر زد بدتر! نکش پا بر زمین

بسکه با سرنیزه ها بر سینه ات ضربه زدند
از نفس افتاده این حنجر، نکش پا بر زمین

خشکی لب های خود را غرق خون بر هم نزن
پیش من بیتاب و مضطر پا نکش روی زمین

إرباً إربا یعنی افتاده ست از تو رویِ خاک-
تکّه تکّه هایی از پیکر، نکش پا بر زمین

رحم کن بر سنّ و سالم، جان سپردم تا تو را…
جمع کردم در عبا…دیگر نکش پا بر زمین!

✵ ✷ ✵ ✷ ✵ ✷ ✵

 

امروز از همیشه پریشان تری چقدر
داری دوباره از همه دل می بری چقدر

دیدم که بر فراز عقابت نشسته ای
حالا شبیه حضرت پیغمبری چقدر

با دیدن جمال تو میگفت جبرئیل
پیغمبر خدا ؛ تو علی اکبری چقدر

با این شکوه واین قد وقامت قیامتی
با آن لبان غرقه به خون،محشری چقدر

شیرازه های لشکریان را به هم بریز
لازم به ذکر نیست که جنگ آوری چقدر

ای آن که تشنه آمدی وتشنه میروی
جام بلاست در کف من میخری؟ چقدر؟

در لحظه ی مکاشفه دیدم به چشم خویش
بر روی نیزه از همه سرها سری چقدر

حالا درنگ کن که بنی هاشم آمدند
حالا نگاه کن به خودت پرپری چقدر

اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام
اشعار شهادت حضرت علی اکبر (ع)

خداحافظی اش سیل حرم را می برد

راه می رفت و همه چشم ترم را می برد

نفسش ارثیه ی فاطمه امّا چه کنم

دست غم نور چراغ سحرم را می برد

سنگها در تپش آمدنش بی صبرند

زیر باران همه ی بال و پرم را می برد

یک عمود آمد و با تاب و تب بی رحمش

ماه پیشانی آن تاج سرم را می برد

سر آن نیزه که از پهلوی او بیرون زد

تا دل کینه ی لشگر پسرم را می برد

تا که افتاد زمین، جرأت هر شمشیری

قطعه ای از قطعات جگرم را می برد

چیده ام روی عبا هستی خود را، دنیا

باد می آمد و عطر ثمرم را می برد

✵ ✷ اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام ✷ ✵

 

گاهی همه به دور پسر جمع می‌شوند

 گاهی همه به دور پدر جمع می‌شوند

 این‌ها که دست و پای علی را گرفته‌اند

 هشتاد و چار فاطمه سرجمع می‌شوند

 وقتی میان خیمه نشسته، نشسته‌اند

 وقتی که می‌رود، دم در جمع می‌شوند

 دارند این طرف چه‌قدر می‌شوند کم

 دارند آن طرف چه‌قدر جمع می‌شوند

 وای از علی عقابش اگر اشتباه رفت

 وای از حسین دورش اگر جمع می‌شوند

زیباترین اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام
اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

برای مرگ پدر رفتنش جواز شده
کنون که کشتن پیغمبران مجاز شده

چقدر چشم به راه پدر نشسته علی
که زخم های تنش مثل دیده باز شده

کم است پیکر او را عبای دوش حسین
یکی خبر برساند عبا نیاز شده

موذنی که فرو ریخت در تمامی دشت
تمام کرب و بلا گوشه ی حجاز شده

بدا به حال دل اهل خیمه ها زین پس
صدای شمر میاید گه نماز شده

کجاست اکبر لیلا که زینب کبری
سوار ناقه ی بی محمل و جهاز شده

✵ ✷ ✵ ✷ ✵ ✷ ✵

 

پسرم پیرهنت را چه بهم ریخته اند
باغ من یاسمنت را چه بهم ریخته اند

تو خلاصه شده بودی به حسین و به حسن
هم حسین و حسنت را چه بهم ریخته اند

شبه پیغمبرم من، شد تنت ارباً اربا
شکل اعضای تنت را چه بهم ریخته اند

حیدری صولت من، ای تو اذان گوی حرم
نیزه داران دهنت را چه بهم ریخته اند

ناله ی یا ابتای تو کشیده شده است
صوتِ ناله زدنت را چه بهم ریخته اند

عمه ات آمده برخیز علی، جانِ پدر
تا نگوید که مَنَت را چه بهم ریخته اند

با عبا می بَرَمت سمت خیام ای اکبر
اُف به دنیا کفنت را چه بهم ریخته اند

بهترین اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام برای مداحی شب هشتم
اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام برای مداحی شب هشتم محرم

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علی
پاره های بدنت را جگرم سوخت علی

ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم
طرز چانه زدنت را جگرم سوخت علی

چه کنم عمه نبیند بدن حمزه ای اَت
مُثله دیدم بدنت را جگرم سوخت علی

لخته خونی که برون از گلویت آوردم
ریخت خون دهنت را جگرم سوخت علی

باورم نیست که جسمت ز نظر پنهان است
نیزه بینم کفنت را جگرم سوخت علی

یوسفم ،کاش که می شد به میان حرمت
ببرم پیرهنت را جگرم سوخت علی

آن لبانی که اذان گفت، بهم ریخته است
خُرد بینم دهنت را جگرم سوخت علی

داغ پرپر شدنت جای خود، امّا بینم
داغ بی سر شدنت را جگرم سوخت علی

این همه نیزه میان بدنت گم شده است
با که گویم محنت را جگرم سوخت علی

از همان دور شنیدم رجزت را پسرم
این حسین و حسنت را جگرم سوخت علی

نعره حیدری و ناله یا زهرایت
می شنیدم سخنت را جگرم سوخت علی

نشد آخر لب عطشان تو را آب دهم
چه کنم سوختنت را جگرم سوخت علی

گر نیایند جوانان حرم یاری من
که بَرَد خیمه تنت را جگرم سوخت علی

✵ ✷ اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام ✷ ✵

 

قد رعنای تو چون سرو سپیدار شده
کربلا محو رخ احمد مختار شده

دور تا دور سرت آیینه می چرخانم
بسکه گیسوی بلند تو دل آزار شده

تا کمی راه روی این دل من می لرزد
قد طوبایی زهراست پدیدار شده

چشم بد دور از آن قد رشیدت پسرم
قامتت شانه به شانه با علمدار شده

گر ترک خورده لبت غصه مخور ای بابا
تشنه ی وصلی و هنگامه ی دیدار شده

تا صدای تو شنیدم که پدر زود بیا
گفتم ای وای علی بی کس و بی یار شده

نیزه ها رفت چو بالا به سر خویش زدم
وسط معرکه این یاس گرفتار شده

کوچه ای باز شدو هر که زره آمدو زد
ماجرای تو شبیه درو دیوار شده

زشکافی که به پهلوی تو خورده پیداست
نوک نیزه اثرش چون نوک مسمار شده

دشمن آن بغض علی را سر تو خالی کرد
تن تو طعمه هر گرگ جگر خوار شده

بین محراب دو ابروی تو از هم شد باز
صورتت جلوه ای از حیدر کرار شده

خیز و زیر بغلم گیر و سوی خیمه ببر
ای جوانم ز غمت دیده ی من تار شده

اربا اربایی و کس معنی آن کی فهمد
این عبا تا به ابد محرم اسرار شده

 

سخن آخر

در این مطلب اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام، شامل اشعار زیبا در وصف شهادت حضرت علی اکبر، شعر شهادت حضرت علی اصغر لطیفیان و سایر شعرای حماسی و مذهبی را برای شما ارائه دادیم که امیدواریم مورد توجهتان قرار گرفته باشد.

شما می توانید سایر شعرهای مذهبی محرم را در مطالب «شعر محرم» و «شعر در مورد امام حسین (ع)» دنبال کنید. فراموش نکنید نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 تعداد نظرات
پریدن به بالا