اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) برای مداحی شب هفتم محرم

مجموعه سوزناک و جانسوز اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)

اشعار شب هفتم محرم شامل اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) از ساعران مختلفی است که جانسوز و سوزناک سروده شده اند. این اشعار برای مداحی حضرت علی اصغر (ع) نیز به کار برده می شوند و شور عجیبی به کجالس عزاداری محرم می دهند. ما نیز در این مطلب مجموعه ای زیبا از اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) برای مداحی شب هفتم محرم را آماده کردیم که در ادامه تقدیم نگاهتان خواهیم کرد؛ با ما همراه باشید.

 

اشعار شهادت حضرت علی اصغر

وقتش شده بر دست بگیرد جگرش را

مردی که شکسته ست مصیبت کمرش را

پروانه به هم ریخته گهواره ی خود را

تا باز کند از پر قنداق پرش را

تلخ است پدر گریه کند طفل بخندد

سخت است که پنهان بکند چشم ترش را

دور و برش آنقدر کسی نیست که باید

این طفل در آغوش بگیرد پدرش را

مادر نگران است خدایا نکند تیر

نیت کند از شیر بگیرد پسرش را

هم چشم به راه است که سیراب بیارند

هم دلهره دارد که مبادا خبرش را

افسوس از آن تیر وکمانی که گرفته ست

این بار سپیدی گلویی نظرش را

“علی عباسی”

💙 ♦ اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) ♦ 💙

 

تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم

ببین که حال دلم شد خراب عزیز دلم

نفس نفس نزن این گونه ای همه نفسم

مکن تو مادر خود را عذاب عزیز دلم

تو رو به قبله شدی از عطش وَ می گردد

برای تو جگر آب، آب عزیز دلم

هنوز راه نیفتاده ای مبارز من

مکن برای شهادت شتاب عزیز دلم

بگو که تیر سه شعبه میان این همه یل

تو را نموده چرا انتخاب عزیز دلم؟

نگو که می شود آخر محاسن بابا

به خون حلق ظریفت خضاب عزیز دلم

نشد دعای دلم مستجاب اما

دعای حرمله شد مستجاب عزیز دلم

“سهیل عرب”

زیباترین اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)

خدا کند برسد خیمه تاب داشته باشد

برای مادر اصغر جواب داشته باشد

گمان نمی کنم از این به بعد مادر تنها

بدون کودک و گهواره خواب داشته باشد

عمود خیمه ی او را به حالتی بگذارید

که روز دورو برش آفتاب داشته باشد

به خیمه ای ببریدش رباب را که در آنجا

نه شیر خواره ببیند نه آب داشته باشد

گذشت واقعه آنجا رسیده ایم که باید

غزل زمان بیانش حجاب داشته باشد

یزید بود ولیکن رباب فکر نمی کرد

که ظرف داخل دستش شراب داشته باشد…

“علی زمانیان”

💙 ♦ 💙 ♦ 💙 ♦ 💙

 

پدری خَم شده تا دردِ کمر را بِکِشَد
مادری مانده که تا نازِ پسر را بکشد

چشمِ او خورد به لب‌های تَرک خورده و گفت:
کاش می‌شُد به لبش دیده‌ی‌تر را بکشد

بُردنِ این تَنِ بی وزن برایش سخت است
نیست عباس که این قُرصِ قمر را بِکِشَد؟

از دو سو تیر به بیرون زده باید چه کند
از کدامین طرف این تیرِ سه سر را بِکِشَد

خواست از سمتِ سه‌شعبه بکشد سر چرخید
بهتر این دید که او قسمتِ پَر را بِکِشَد

تیر از بچه که رَد شد جگرش تیر کشید
نَکُند با سرِ این تیر جگر را بِکِشَد

هرچه می‌خواست بیاید به حرم باز نشد
یک نفر کاش که تا خیمه پدر را بِکِشَد

باید او قبر کَنَد خاک کُنَد شرح دهد
آه این سینه غَمِ چند نفر را بِکِشَد

زیرِ لب گفت: فقط آه رباب آه رباب
وای اگر پیشِ سنان بارِ سفر را بِکِشَد

حرمله گفت: پسر را زد و بابا را کُشت
باید او در کمرش کیسه‌ی زَر را بِکِشَد

هم سبک هم که گران است سرش پس دعواست
قسمتِ کیست در این قائله سَر را بِکِشَد

کاش می‌شُد که نمی‌دید رُباب این دفعه
نیزه‌ای رد شده از خاک پسر را بِکِشَد

“حسن لطفی”

اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) سوزناک
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)

  یاس حرم ز شاخه جدا از سه شعبه شد
کوچکترین شهید فدا از سه شعبه شد

بین گلو و تیر ، که سنخیتی نبود
تکخال عشق بود و دو تا از سه شعبه شد

شش ماه او تمام شد و در منای عشق
قربان سیدالشهداء از سه شعبه شد

وقتی پدر ز حنجر او تیر را کشید
زد دست و پا به خون و رها از سه شعبه شد

در پاسخ به شادی شرم آور عدو
در خیمه های تشنه عزا از سه شعبه شد

دیدی دلا به محشر کبرای کربلا
شور قیامتی که به پا از سه شعبه شد

آنجا که کاخ صبر و امیدش خراب شد
غمخانه ی رباب بنا از سه شعبه شد

“سید محمد میرهاشمی”

💙 ♦ اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) ♦ 💙

 

ای، ولی الله گهواره نشین
دستهایت پرچم فتح المبین

گریه هایت خطبه‌های حیدری
حجت کبرای محشر! محشری

پیر‌های کاروان را مقتدا
بند قنداقت عمود خیمه‌ها

نور مات نور ربانی تو
لشگری مات رجزخوانی تو‌

ای سپاه کافران را خط شکن
مستجاب الدعوه مثل پنج تن

باقیات الصیالحاتی یا علی
حسرت آب فراتی یا علی.

کهیعص سوره‌ای
روح هر ادعیه‌ی ماثوره‌ای

از حرم آمد صدای آب آب
بین خیمه زد بروی سر رباب

آه مادر بین چشمت خواب نیست
هی زبانت را نچرخان! آب نیست

بار دیگر تب سراغت آمده
سیب سرخم! صورتت تاول زده

بی قرارم تند قلبم میزند
نبض هایت نامنظم میزند

مینشینم باز هق هق میکنم
حرفی از رفتن نزن دق میکنم

این جماعت با علی‌ها دشمن اند
اصغر و اکبر ندارد میزنند

تاکمی نیرو به بازو میدهند
هر جوابی را سه پهلو میدهند

چه کنم روضه زبانش قاصر است
حرمله تیرو‌کمانش حاضر است

وای اگر بابای تو گریان شود
بین میدان و حرم حیران شود

حق بده اینقدر حالم مضطر است
حنجرت از برگ گل نازک‌تر است

جان‌مادر تیر خوردی پر نزن
دست و پا در پیش این لشگر نزن

خون تو هرگز نمیریزد زمین
میبرند آن را سوی عرش برین

غم مخور خونت شفاعت میکند
حضرت زهرا بزرگت میکند

“سید پوریا هاشمی”

💙 ♦ 💙 ♦ 💙 ♦ 💙

 

 ازحرم طفل رباب ِتازه ای برخاسته
شال بسته، با نقابِ تازه ای برخاسته

گرچه افتادند رویِ خاک ها خورشیدها
تازه مغرب، آفتابِ تازه ای برخاسته

باد دارد از مسیر ِ چشمهایش می وَزَد
لاجرم بویِ شرابِ تازه ای برخاسته

بیشتر شد تشنگی ها، او خودش  آب، آب بود
پشتِ پایش آب…آبِ تازه ای برخاسته

با همه پیغمبران، پیغمبری ام فرق کرد
رویِ دستم یک کتابِ تازه ای برخاسته

آن همه لبیک گفتن یکطرف، این یکطرف
پرسش ِ ما راجوابِ تازه ای برخاسته

ریخت برهم لشگری را تاکه بر دستم رسید
با حضورش بوترابِ تازه ای برخاسته

زود یا خوابش کنید و یا مُراعاتش کنید
تازه این کودک زخوابِ تازه ای برخاسته

این بلاتکلیفی ام ازناتوانی نیست نیست
تیر با یک پیچ و تابِ تازه ای برخاسته

گردنی که خشک باشد آخرش این میشود
تیر هم که باشتابِ تازه ای برخاسته

روی این دستم تنش؛ برروی این دستم سرش
آه بفرستم کدامش را برای مادرش

“علی اکبر لطیفیان”

اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) لطیفیان
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)

ازحرم طفل رباب ِتازه ای برخاسته

شال بسته ، با نقابِ تازه ای برخاسته

گرچه افتادند رویِ خاک ها خورشیدها

تازه مغرب ، آفتابِ تازه ای برخاسته

باد دارد از مسیر ِ چشمهایش می وَزَد

لاجرم بویِ شرابِ تازه ای برخاسته

بیشتر شد تشنگی ها ، او خودش  آب ، آب بود

پشتِ پایش آب…آبِ تازه ای برخاسته

با همه پیغمبران ، پیغمبری ام فرق کرد

رویِ دستم یک کتابِ تازه ای برخاسته

آن همه لبیک گفتن یکطرف ، این یکطرف

پرسش ِ ما راجوابِ تازه ای برخاسته

ریخت برهم لشگری را تاکه بر دستم رسید

با حضورش بوترابِ تازه ای برخاسته

زود یا خوابش کنید و یا مُراعاتش کنید

تازه این کودک زخوابِ تازه ای برخاسته

این بلاتکلیفی ام ازناتوانی نیست نیست

تیر با یک پیچ و تابِ تازه ای برخاسته

گردنی که خشک باشد آخرش این میشود

تیر هم که باشتابِ تازه ای برخاسته

“لطیفیان”

 

سخن آخر

در این مطلب اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام، شامل اشعار زیبای شهادت حضرت علی اصغر، شعر شهادت حضرت علی اصغر لطیفیان و سایر شعرای حماسی و مذهبی را برای شما ارائه دادیم که امیدواریم مورد توجهتان قرار گرفته باشد.

شما می توانید سایر شعرهای مذهبی محرم را در مطالب «شعر محرم» و «شعر در مورد امام حسین (ع)» دنبال کنید. فراموش نکنید نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 تعداد نظرات
پریدن به بالا