انگیزه های جذاب زندگی

شعر شهادت امام کاظم؛ اشعار کوتاه و بلند برای تسلیت

۲۵ رجب سالروز شهادت حضرت باب الحوائج (ع) موسی بن جعفر است. به مناسبت این روز بسیاری از شاعران شعر با مضامین مختلف و سبک‌های متفاوت سروده‌اند. سالروز شهادت امام موسی کاظم (ع) را تسلیت عرض کرده و از شما دعوت می‌کنیم به مناسبت شهادت این امام بزرگوار مجموعه شعر شهادت امام کاظم را که در ادامه آورده شد بخوانید.

 

شعر شهادت امام کاظم (ع) – اشعار کوتاه

یا حضرت معصومه،‌ ای یادگار زهرا
بزم عزا به پا کن امشب برای بابا‌
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان
شهادت غریبانه‌ی امام کاظم ع تسلیت باد

کن روان اشک غم‌ ای شیعه به دامان امروز
تسلیت ده به شهنشاه خراسان امروز
کشته شد موسی بن جعفر ز جفای هارون
زیر زنجیر بلا، گوشه‌ی زندان امروز

دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بالِ من شکسته‌ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکـید و رفت

شهادت امام موسی کاظم (ع) بر شما تسلیت باد

اشعار شهادت امام کاظم

می‌خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند‌
می‌خواستند دفـن شوی زیر خاک‌ها
تا زنده زنده اَز سر خاکت گذر کنند‌
می‌خواستند شام غریبان بپا کنند

شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد

آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت
بر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت
مثل گودال دچار کمی جا شده بود
فرقش این بود فقط سایه بالا سر داشت

شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد

چشم گردون در عزای موسی جعفر گریست
دیده‌ی خورشید بر آن ماه خوش منظر گریست
او که خود مظلوم و در بند ستمگر بود اسیر
بر غریبی شهید کربلا یک سر گریست

شهادت غریبانه امام کاظم (ع) تسلیت باد

پربسته بود و وقت پریدن توان نداشت
مرغی که بال داشت ولی آسمان نداشت
خوکرده بود با غم زندان خود ولی
دیگر توان صبر در آن آشیان نداشت

شهادت امام موسی کاظم تسلیت باد

شعر شهادت امام موسی کاظم

از جهان رفته با قلب خسته
نزد زهرای پهلو شکسته
راحت از جور و زنجیر کین شد
خاک غم بر سر مسلمین شد

شهادت امام موسی کاظم تسلیت باد

ای شام تیره با مه انور چه می‌کنی؟
با اختران منظره گستر چه می‌کنی؟
گستَرده‌ای تو پرده‌ای از ابر بر زمین
با آفتاب صبح منور، چه مـی کنی

شهادت امام موسی کاظم (ع) را به شما تسلیت عرض می‌کنیم

مثل یک تکه عبا روی زمین است تنش
آن قدر حال ندارد که نیفتد بدنش
جا به جا گَر نشود سلسه بد می‌چسبد
آن چنانی که مـحال است دگر وا شدنش

شهادت جانسوز امام موسی کاظم (ع) تسلیت

رباعی شهادت امام موسی کاظم

آهستهِ گـذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را
اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را

شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد

سر شب تا به سحر گوشه زندان چه کنم
دل آشفته چو گیسوی پریشان چه کنم
گاه پروانه صفت سوختم از هجر رضا
گاه، چون شمع مرا سینه سوزان چه کنم
آرزویم به جهان دیدن روی پسر است
سوختم، سوختم از آتش هجران چه کنم؟

شعر شهادت امام کاظم (ع) – اشعار بلند

در این زندان که ره بسته است پرواز صدایم را‌
نمی‌بینم کسی را جز خودم را و خدایم را
سرم را می‌گذارم روی زانو‌های لرزانم
یکایک می‌شمارم غصه‌های زخم‌هایم را
پریشان حالم و از استخوانم درد می‌ریزد‌
نمی‌جویم زدست هرکس و ناکس دوایم را
اگر چه زخم تن دارم کبودی بدن دارم.
ولی خرج عبادت می‌نمایم لحظه‌هایم را
حضور دانه زنجیر در راه گلوگاهم
دو چندان می‌نماید بغض سنگین دعایم را‌
نمی‌گویم چه کردم تازیانه با وجود من
ببین پر کرده خون پیکرمن بوریایم را
اگر بنشسته می‌خوانم نمازم را در این زندان
غل زنجیر‌ها کوبیده کرده ساقی پایم را

اشعار شهادت امام کاظم

گل زهرا اسیر درد و بلا وای وای
کنج زندان غم شد کرببلا وای وای
مضطر گشت و نالان خورشید خراسان
با ناله بگوییم تسلیت رضا جان
یا موسی بن جعفر باب الحوائج
بسکه در کنج زندان رنج و بلا کشیده
قامت عمرش از این بار بلا خمیده
از جانش شده سیر از غصه شده پیر
همدش به غربت گشته غل و زنجیر
یا موسی بن جعفر باب الحوائج
عاقبت شیعیان بر وصال او رسیدند
پیکرش را به روی تخته در بدیدند
واویلا و فریاد از این ظلم و بیداد
از زندان بغداد یوسف گشته زاد
یا موسی بن جعفر باب الحوائج

موسای طور غربتم و خسته و بی‌عصا
مجروح عشق هستم و محکوم بی‌خطا
افتاده‌ام به گوشه زندان بی کسی
در حسرتم به دیدن یک یار آشنا
زندانی بدون ملاقات عالمم
کز اهل و از عشیر‌ه خود گشته‌ام جدا
در قعر تیرگی نفسم بند آمده
از دود شعله ستم و قحطی هوا
گاهی که خواب می‌بردم فکر می‌کنم
هستم چو یک کبوتر آزاد در فضا
پر می‌کشم ز دام و در آفاق می‌پرم
در دست باد هر طرفی می‌روم رها
ناگه، ولی به ضرب لگد می‌پرم ز خواب
جا می‌کند به پیکر من جای ردّ پا
زخم فلز به گردن من دائمی شده
سرتا به پا شکسته تنم زیر چکمه‌ها
در سجده بسکه پیکر من آب رفته است
انگار روی خاک فتاده است یک عبا
گیسوی من به پنجه دشمن گرفته خو
مثل جنازه روی زمین می‌کشد مرا
وقتی که خسته می‌شوم از لطمه‌های او‌
می‌گریم از اسارت زن‌های کربلا
باران آتش و سر بر نیزه بود و سنگ
آواز و رقص و هلهله شده پاسخ عزا
شعر از مجتبی صمدی شهاب

یکی کم است هزاران کفن اضافه کنید
سه تا سه تا به تنش پیرهن اضافه کنید
کمی خیال کنید و ضریحی از زنجیر
به شکل پنجره بر این بدن اضافه کنید
به سوی این همه زخمی که زیر زنجیر است
به سینه کوفته زنجیر زن اضافه کنید
چهار سال به بند است از او چه می‌ماند؟
به این حدود اگر که زدن اضافه کنید
پس از سه روز حسینی به بام خواهد ماند
اگر به زخم تن او دهن اضافه کنید
حسینیان غم آقا به دست می‌آید
به این حسین اگر که حسن اضافه کنید
غریب کوچه غریب مدینه از امشب
به ذکر سینه غریب وطن اضافه کنید

شعرهای شهادت امام موسی کاظم

سخن پایانی

بار دیگر سالروز شهادت هفتمین آفتاب آسمان امامت و ولایت، حضرت امام موسی کاظم (ع) بر تمامی دوستداران آن حضرت و شیعیان جهان را تسلیت گفته و امیواریم از گلچین شعر شهادت امام کاظم (ع) استفاده کرده باشید.

در پایان،‌ پیشنهاد می‌کنیم برای مطالعه اشعار یاد خدا، به مقالاتی مانند مجموعه متن و شعر ذکر خدا برای ستایش خداوند مراجعه کنید و دل‌های خود را آرامش ببخشید.

مطالب زیر را هم ببینید