انگیزه های جذاب زندگی

۵۵ تک بیتی مولانا در مورد عرفان، عشق، جدایی، خدا و نفس

جلال‌الدین محمد بلخی که به مولانا، مولوی و رومی معروف است، از مشهورترین شاعران ایرانی است که در دوران خودش به نام‌های دیگری مانند خداوندگار نیز معروف بوده است. وی آثار ارزنده‌ای تالیف کرده است که پرطرفدارترین آن، مجموعه مثنوی معنوی است. برخی شعرهای او به صورت تک بیتی مولانا در زمینه‌های مختلف نیز معروف شده است و به تنهایی به کار می‌رود.

در این مطلب قصد داریم مجموعه‌ای از بهترین تک بیتی مولانا را برایتان بیاوریم.

 

تک بیتی مولانا – عارفانه

مولانا عرفان را موضوعی کاملا متفاوت از فلسفه، علم و منطق می‌دانند که با عشق واقعی همراه است. در زیر برخی از تک بیت‌های زیبای این عارف بزرگ را برایتان آورده‌ایم.

ما ز بالاییم و بالا می رویم

ما ز دریاییم و دریا می رویم

هر کسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا

در دل کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم

این جهان زندان و ما زندانیان

حفره کن زندان و خود را وا راهان

آن دگر گفت:‌ ای گروه زرپرست

جمله خاصیت مرا چشم اندرست

ساعتی میزان اینی، ساعتی میزان آن

یک نفس میزان خود شو، تاشوی موزون خویش

عالم این خاک و هوا گوهر کفر است وفنا

در دل کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم

یا عاشق شیدا شو یا از بر ما واشو

در پرده میا با خود تا پرده نگردانم

تک بیتی مولا درباره عشق
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی مولانا

تک بیتی عاشقانه مولانا

در کنار عرفان حضرت مولانا عشق را جزء جدا نشدنی زندگی می‌داند که می‌توان آن را در زیباترین اشعار عاشقانه مولانا به خوبی دید. در زیر برخی از تک بیت‌های زیبای عاشقانه این شاعر بزرگ را برایتان آورده‌ایم.

هر خون که ز من روید با خاک تو می‌گوید

با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

خنک آن قمار بازی، که بباخت آنچه بودش

بنماند هیچش الّا، هوس قمار دیگر

عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد‌ای

عجب من عاشق این هر دو ضد

عجب عجب که برون آمدی به پرسش من

ببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیدایی

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من

گفتا که چه می‌خواهی، گفتم که همین خواهم

ما بر در عشق حلقه کوبان

تو قفل زده، کلید برده

یا عاشق شیدا شو یا از بر ما واشو

در پرده میا با خود تا پرده نگردانم

دنیا چو شب و تو آفتابی

خلقان همه صورت و تو جانی!

به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم

وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم

بیا تا قدر همدیگر بدانیم

که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد

عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا

اشعار مولانا درباره عشق
بی عشق نشاط و طرب افزون نشود بی عشق وجود خوب و موزون نشود.

زهی عشق، زهی عشق که ماراست خدایا

چه نغز است و چه خوب است و چه زیباست خدایا

من که حیران ز ملاقات توام

چون خیالی ز خیالات توام

یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد

صد جان به فدای عاشقی باد ای جان

من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست

وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست

تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم

خود را چو فنا دیدم، آهسته که سرمستم

گر کسی گوید که بهر عشق بحر دل چرا شوریده و شیدا شود؟

تو جوابش ده که: اندر شوق بحر قطره بی آرام و ناپروا شود

جفایی کز بر معشوق آید

نثارش کن به شادی مرحبایی

نیست آگه آن کشش از جرم و داد

لیک بس جادوست عشق و اعتقاد

چارقت ربع کدامین آصفست

پوستین گویی که کرتهٔ یوسفست

تک بیتی مولانا درباره جدایی و فراق

موضوع فراق و جدایی از موضوعاتی است که اکثر شاعران درباره آن سروده‌اند. مولانا که خود غم دوری و فراق را به خوبی چشیده است، اشعار بسیار زیبایی در این باب گفته است. در زیر برخی از زیباترین تک بیت‌های مولانا درباره جدایی و فراق را برایتان آورده‌ایم.

ای خدا این وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادارتر است

من هوای یار دارم بیش ازین

در غم اغیار نتوانم نشست

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

تک بیتی مولانا درباره فراق
رفتی تو و رفت زندگانی افسوس

قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی

هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر

تک بیتی مولانا درباره خدا

مولانا به دلیل دوران طولانی که در زمینه عرفان گذرانده است، به خداشناسی واقعی نیز در قسمت‌های مختلف حرف‌هایش با هنر شاعرانه اشاره کرده است. در زیر برخی از تک بیت‌های زیبا درباره خداشناسی از مولانا را برایتان آورده‌ایم.

هر طرفی که بشنوی ناله عاشقانه‌ای

قصه ماست آن همه حق خدا که همچنین

ای خدا این وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

من بنده خوبانم هر چند بدم گویند

با زشت نیامیزم هر چند کند نیکی

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن

آینه صبوح را ترجمه شبانه کن

از عشق شرم دارم اگر گویمش بشر

می‌ترسم از خدای که گویم که این خداست

عشق او جاهم بس است در هر دو عالم پس دلم

می‌بروبد از سرای وهم خود هم جاه را

تک بیتی مولانا درباره خدا
اندر دل من درون و بیرون همه اوست

تا بیامرزد کشش زو آن گناه

عفو او را عفو داند از اله

تک بیتی مولانا درباره نفس و خودشناسی

مولانا نفس افراد را موضوعی برای پابند کردن افراد برای رسیدن به عشق و عرفان و خداشناسی می‌داند و به طور مستقیم و غیر مستقیم در بسیاری از اشعارش درباره این موضوع صحبت کرده است. در زیر برخی از تک بیت‌هایی که درباره این موضوع سروده است را برایتان آورده‌ایم.

هر کسی را بهـر کاری ساختند

مــیل آنرا در دلــــش انداخـتند

جمله صحرا مار و کژدم پر شود

چون که جاهل شاه حکم مر شود

تصوف چیست؟ گفت:به هنگام هجوم

اندوه شادی یافتن در دل است

تک بیتی مولانا درباره نفس انسان

آزمودم مرگ من در زندگی است

چون رهی زین زندگی پایندگی است

کی توان حق گفت جز زیر لحاف

با تو ای خشم آور آتش سجاف!

من چون نزنم دست که پابند منی

چون پای نکوبم که توئی دستزنان

هم چو ترسا که شمارد با کشش

جرم یکساله زنا و غل و غش

چند گویی با دو کهنه نو سخن

در جمادی می دمی سر کهن

با دو کهنه مهر جان آمیخته

هر دو را در حجره‌ای آویخته

هم چو مجنون از رخ لیلی خویش

کرده‌ای تو چارقی را دین و کیش

حیرت آن مرغست خاموشت کند

بر نهد سردیگ و پر جوشت کند

سخن آخر

امیدواریم از خواندن تک بیتی‌های مولانا در موضوعات مختلف نهایت لذت را برده باشید. شما نیز اگر تک بیتی زیبایی از مولانا می‌شناسید، در پایین همین صفحه برای ما بنویسید. منتظر پیشنهادات عالی شما هستیم. همچنین پیشنهاد می‌کنیم حتما شعر در وصف مادر از مولانا را نیز در انگیزه بخوانید.

مطالب زیر را هم ببینید