انگیزه های جذاب زندگی

۲۱ شعر عید مبعث؛ اشعاری زیبا در مورد بعثت پیامبر اکرم

عید مبعث یکی از بزرگترین اعیاد مسلمان در سراسر جهان است. روزی که پیامبر از جانب خداوند مامور شد تا قرآن را راهنمایی برای مردم خوانده و آن‌ها را به اسلام دعوت کند. مسلمانان فارسی‌زبان در رابطه بعثت پیامبر و روز عید مبعث شعرهایی زیبا سروده‌اند که در ادامه چند مورد شعر عید مبعث زیبا گردآوری کرده‌ایم؛با ما همراه باشید.

 

مجموعه شعر عید مبعث

ای شاه سوار ملک هستی

سلطان خرد به چیره دستی

ای ختم پیمبران مرسل

حلوای پسین و ملح اول

سر خیل تویی و جمله خیلند

مقصود تویی همه طفیلند

بعثت پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

♦♦♦

از حرا آیات رحمن و رحیم آمد پدید

با نخستین حرف، قرآن کریم آمد پدید

صوت «اقرا ء باسم ربک» می‌رسد بر گوش جان

یا که از غار «حرا» خلق عظیم آمد پدید

شعر عید مبعث

گل نکند جلوه در جوار محمد

رونق گل مى‏برد، عذار محمد

گل شود افسرده از خزان و لیکن

نیست ‏خزان از پى بهار محمد

سایه ندارد ولى تمام خلایق

سایه نشینند در جوار محمد

سایه ندارد ولى به عالم امکان

سایه فکنده است، اقتدار محمد

سایه نمى‏ماند از فروغ جمالش

هاله نور است در کنار محمد

شمس رخش همجوار زلف سیه ‏فام

آیت و اللیل و النهار محمد

تا که بماند اثر ز نکهت مویش

خاک حسین است‏ یادگار محمد

تربت ‏خوشبوى کربلاى معلاست

یک اثر از موى مُشکبار محمد

رایت فتحش به اهتزاز درآمد

دست ‏خدا بود چون که یار محمد

من چه بگویم (حسان) به مدح و ثنایش

بس بودش مدح کردگار محمد

مبعث پیمبر مبارک

♦♦♦

نور آسمان آمده زمین خشم و کینه را برده آن امین

شهر مکه شد پاک و با صفا چونکه آمده رحمت خدا

بوده آن نبی پاک پاک پاک مثل یک گلی در میان خاک

بوده در دلش عشق ایزدی بوده یاورش مرتضی علی

دین او همان دین رحمت است دین کامل و دین آخر است

آیه‌اش قرآن دین او اسلام بر محمد و آل او سلام

♦♦♦

گوشه غار حرا

هست مشغول نماز

می‌شود درهای عرش

سوی او آهسته باز

غار را پر می کند

ناگهان فرمان وحی

با طراوت می‌شود

قلبش از باران وحی

باز می‌گردد به شهر

بر لبش پیغام دوست

می‌رود تا پر کند

شهر را از نام دوست

عید مبعث مبارک

شعر برای بعثت پیامبر

یا محمد با کتاب آسمانی آمدی

یا محمد با پیام مهربانی آمدی

دین تو راه نجات از ظلمت است

یا محمد جان من قربان تو

شد چراغ راه من قرآن تو

عید مبعث مبارک

♦♦♦

آفتاب

آفتابِ عالم را آفتابی می‌کند

با اشعه رنگِ دلها را شهابی می‌کند

این چه دریاییست اعجازی حسابی می‌کند

چشم هر بیننده‌اش را نقره آبی می‌کند

خود دل است این، دلبر است این، رهنما و رهبر است

این رسول حق محمّد، حضرتِ پیغمبر است

کوه نور و صخره‌هایش خم شده در سجده‌اش

آشنا غار حرا با نغمه‌‌ی هر سجده‌اش

بوته‌های این بیابان گوئیا در سجده‌اش

می‌کند هم خاک و باد و آب و آذر سجده‌اش

کیست این جبریل دارد می به جامش می‌دهد

هم خدا، هم مکه، هم هستی، سلامش می‌دهد

نقش پیشانی او تک بیتی از دنیا غزل

رنگ چشمانش زند طعنه به شهد و بر عسل

ابروانش فارغ از هر گونه امثال و مثل

بر لبش طراحیِ حی علی خیر العمل

کینه‌های مانده در دل با اخوت ختم شد

تا که با دست محمّد این نبوّت ختم شد

عید مبعث آمد و دیده چراغانی شده

دیو جهل و نا امیدی سخت زندانی شده

عرش بنشسته به فرش و فصل مهمانی شده

روح ما با ذکر احمد روحِ روحانی شده

لحظه‌ی پرواز آمد بال‌ها را باز کن

شادیِ بعثت بدین پرپر زدن آغاز کن

مبعث پیامبر

روز مبعث روز فخر انبیاست

مصطفیٰ نور علی نور خداست

عید مبعث وعده‌گاه کبریاست

رستگاری، مژدگانی خداست

عید مبعث وعده قالو بَلیٰ ست

سرّ مکنونات هستی بر مَلاست

بر دل کعبه  طنین  این  نواست

یا  رسول  الله  لفظ  کیمیاست

روز مبعث مبدأ عشق و صفاست

جلوه گاه  مظهر  نور  هُداست

یا رسول الله ذکر ما سواست

وعده‌گاه عشق بازی با خداست

مصطفیٰ آیینه مهر و وفاست

قلب او با روح قرآن آشناست

نور او افزون ز نور انبیاست

سروریّش بر همه عالم رواست

بر لب پیک خدا شور و نواست

لفظ حاتم در ثنای او خطاست

کشتی او مأمن شاه و گداست

ساحلش مطلوب اصحاب رضاست

هر چه باشد او رسول کیمیاست

او شفیع روز  فردای شماست

ذکر روز مبعثم یا مصطفاست

یا رسولالله مدد ذکر خداست

شعر عید بعثت

در صدف پنهان مکن اینقدر مروارید را

عاشقان بگذار خوش باشند روز عید را

با وجود تو دگر جایی برای ماه نیست

آسمان با دیدنت گم می‌کند خورشید را

می‌کشانی کهکشان‌ها را به دنبال خودت

مشتری چشم‌هایت کرده‌ای ناهید را

می‌شکوفد چهره تو غنچه را در بوستان

شانه‌هایت می‌نوازد شاخه‌های بید را

کوهی و آتش‌فشان عشق جاری می‌کنی

یا به لب‌ها آیه‌های محکم توحید را

در بشر یک عمر امید رهایی مرده بود

آمدی تا زنده گردانی تو این امید را

من به لطف تو یقین دارم، دلم یک رنگ نیست

ذبح خواهم کرد پای این یقین تردید را

♦♦♦

عید رسول دو سرا آمده

منجی عالم ز حرا آمده

سیّد افلاک سلام علیک

خواجه لولاک سلام علیک

بعثت رسول اکرم مبارک

♦♦♦

جهان بهشت وصال محمد است امشب

چراغ ماه، بلال محمد است امشب

زمین مکه گل انداخته ز بوسه نور

خدیجه محو جمال محمد است امشب

مبعث پیامبر اکرم مبارک

♦♦♦

اقرا، به اسم ربّ تو آغاز می‌کنم

برگی به گفتگوی شما باز می‌کنم

از کوه نور تا به حرا بین عاشقان

عرض ارادتی به تو ابراز می‌کنم

گر شامل نگاه کریمانه ات شوم

یاهو زنان به اهل جهان ناز می‌کنم

سیمرغ  قاف قرب شوم ای رسول مهر

هرگاه در هوای تو پرواز می‌کنم

خواهم که خاک پای بلال شما شوم

این رتبه را به اذن تو احراز می‌‌کنم

عالم تمام فانی و عشق تو باقی است

اینجا سخن برای تو ایجاز می‌کنم

یا ایّها النّبی که به عالم سر آمدی

تو احمدی حبیب خدایی محمدی

بعثت رسول اکرم مبارک

♦♦♦

هنگامه عید است و پر است از برکات

آمد ز حرا رسول شیرین حرکات

با خلق عظیم شد رسول اخلاق

بر خلق خوشش زصدق و ایمان صلوات

بعثت نور مبارک

♦♦♦

ای نام تو جانبخش‌تر از آب حیات / محتاج تو خلقی به حیات و به ممات

از بعثت انبیاء و ارسال رسل / مقصود تو بودی، به جمالت صلوات

♦♦♦

به به که چه روز خرم آمد / مبعوث، نبی اکرم آمد

بس عید فرا رسید بی‌شک / عیدی نبود چنین مبارک

هر روح که دور از بدی شد / با آمدنش محمدی شد

صلوات

♦♦♦

از بعثت او جهان جوان شد

گیتى چو بهشت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

شعر عید مبعث محمد (ص)

غار حرا سراسر لبریز نور سرمد

جبریل آمد و گفت قم فانذر محمد

برخیز و رهبری کن بر یار یاوری کن

بر خلق هر دو عالم از حق پیمبری کن

♦♦♦

نام احمد نام جمله انبیاست / چون که صد آمد نود هم پیش ماست

از مناره پنج نوبت پر خروش / نام احمد با علی آید به گوش

روز و شب گویم به آوای جلی / اکفیانی یا محمد یا علی

بعثت رسول عشق و مهربانی مبارک . . .

♦♦♦

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است

مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است

خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند

احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

♦♦♦

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

که نبی شد پسر آمنه، ماه عربی

بعثتی کرد که ابلیس طمع کرد به عفو

رحمتی کرد که خاموش شود هر غضبی

عید مبعث بر مسلمین جهان مبارک

 

شعر عید مبعث کودکانه

در ۲۷ رجب، رسیده عید مبعث

تو جشن‌های این روزا، خوش می‌گذره به هر کس

محمد شده پیامبر، درون غار حرا

جبرئیل به او می‌گوید بخوان به نام خدا

می‌ترسید و می‌پرسید من هیچ سواد ندارم

یک چوپان فقیرم، من هیچ پولی ندارم

حالا تو با سواد شدی‌، تو آخرین رسولی

معصوم و خیلی خوبی، از گناهان به دوری

تو بهترین پیامبر خدایی‌، خاتم انبیائی

تو بهترین فرشته زمینی‌، محمد امینی

با اینکه تو یتیمی، پدر عالمینی

با اینکه تو فقیری‌، در اخلاق بهترینی

 

سخن پایانی

در این مطلب چند شعر عید مبعث آورده‌ایم و امیدواریم خواندن آن‌ها، شیرینی این عید را برایتان چندین برابر کند. اگر علاقه‌مند بودید اشعار ولات پیامبر را نیز در مطلب «شعر ولادت پیامبر» دنبال کنید و از اشعار آن هم برای تبریک، ایده بگیرید. در آخر لطفا فراموش نکنید نظرات و پیشنهادات خود را با ما و سایر همراهان انگیزه به اشتراک بگذارید.

مطالب زیر را هم ببینید