شعر در وصف پدر؛ مجموعه دلنشین شعر درباره پدر

شعر در وصف پدر - زیبا و عاشقانه

“پدرم در همه خاطره‌هایم پیداست، پدرم یک غزل خسته ولی پرمعناست”. همه ما باید قدردان زحمات پدرها باشیم و کمترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، گفتن یک “دوستت دارم” از ته دل است. در ادامه اشعار زیبایی را در وصف پدر با مضمون دوست داشتن او مطالعه خواهید کرد.

 

شعر در وصف پدر

دفتر خاطراتم را گشودم
در اولین برگ
از عشق

عشق به تو
ای بهترینم
سالهاست می‌خواهم
شعری بسرایم
هیچ واژه ای
توان وصف پدر را ندارد

♥♥∞♥♥

” پدر” اسطوره‌ای از آسمان است
پدر افسانه ای در این جهان است

پدر معنای هستی ، رمز ِ بودن
چو خون در بستر ِ جانم روان است

پدر صندوقی از اسرار پنهان
پدر سنگِ صبور و امتحان است

سیه فامش نموده تیغِ خورشید
خمیده پیکرش همچون کمان است

سپیدش کرده موی و صورتش چین
گذرگاهی که عنوانش زمان است

پدر در عکسِ خود بر طاقِ ایوان
سیه موی است و زیبا و جوان است

پدر نجوای ذِکر شامگاهی
صلاتی هم نشین با کهکشان است

به عَرش سجاده اش فرش است و دائم
خدایَش جاری و وردِ زبان است

پدر در دیده ام زیباترین شعر
پدر در باورم یک قهرمان است

بدیدم خویش در آئینه ای نیک
به رخ دیدم که تصویرش عیان است

نظر کردم به دقت خویش و وی را
دو جسمی دیدم و روحی در آن است

ندیدم جز پدر در کُنهِ ذاتم
که وصفش خارج ازشرح و بیان است

اگر کفر است گویم خالق ، اما
پدر با خالقم همداستان است

پدر زیباترین تصویرِ دنیا
میانِ قابِ قلبم در نهان است

♥♥∞♥♥

گفته‌‌ام بارها و می‌گویم
بی‌وجودش حیات مکروه است
همه‌ عمر تکیه‌‌گاهم بود
پدرم نام کوچکش کوه است

امید صباغ نو

شعر در وصف پدر

پدر
گوش کن تا که برای تو کنم وصف پدر
باز کن دیده دل درپس آن خوب نظر
میوه زندگی او بود اولاد نکو
بهر حفظ ثمر خویش کند سینه سپر
در تلاش از پی روزی کند او جهد زیاد
اندر این ره نهراسد پدر از خوف و خطر
نگران است از آینده فرزند بسی
در ره تربیتش میخورد او خون جگر
روز و شب در طلب از نزد خداوند حفیظ
که تن سالمش از درد و بلا باد حذر
صبر بسیار نماید به ره تربیتش
سالها بگذرد از دیده او شمس و قمر
قامتش خم شود از غصه و غم در این ره
تا که بیند جگر پاره خود تاج به سر
گر گزندی رسد از خار به پایش فرزند
بینی او را که بود غمزده با دیده تر
رنج بسیار در این ره نکند نومیدش
زانکه داند بود اندر پی هر صبر ظفر
هان تو فرزند گر انقدر من رحمانی
همه دانند که باشی تو مرا نور بصر
از تو خواهم که زنی صفحه ی تاریخ ورق
حال اسلاف و نیاکان کنی از دیده عبر
آنکه نیکی به پدر کرد خدا شد یارش
سرکش از امر پدر زد به تن خویش شرر

♥♥∞♥♥

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرم
فخر منی من به فدایت، گهرم ای پدرم
پیرشدی باز که شیری تو پناهم شده‌ای
گر تو نباشی به خدا در خطرم ای پدرم
پای توبوسم که ببخشی تو خطایم ز کرم
نیک بدانم که ترا، بد پسرم، ای پدرم
گرچه خودم یک پدرم، صاحبِ بر یک پسرم
باز تویی قوّت دل، تاج سرم، ای پدرم
شاد شوی شاد شوم، خنده کنی خنده کنم
باغم واندوهِ تو من خون جگرم ای پدرم
دست نوازش به سرم چون بکشی، غصّه رود
کاش تو باشی همه عمرم به برم ای پدرم
مهرِ تو باجان بخرم بی تو فقیرم به جهان
با تو ولی صاحبِ هر سیم و زرم ای پدرم
خسته زِ هر سو که بیایم بنشینم به برت
راحت و آسوده، زِ هر دردِ سرم ای پدرم
گرچه نگفتی که چرا خون جگری خسته دلی
من پدرم، راز تو را، باخبرم ای پدرم
پیرِ فداکارِ جفا دیده چو بینم، به خدا
چهره زیبای تو آید نظرم، ای پدرم

روح اله فردی شکراب

♥♥∞♥♥

پدر ای تکیه گاهم ای امیدم
پدر ای منبع بود و نبودم
پدر ای بودنت گرمی به محفل
نباشی یک دمی از من تو غافل
خمیده قامتت گردد بَرِ من
که تا قائم شود این پیکر من
کنی مویت سفید از بهر فرزند
سراپای وجودت یاد دلبند
پدر تو تاج سر من خاک پایت
پدر من نوکری اندر سرایت
قسم بر موی تو بر من نشانست
نشان از مردیت اندر جهانست
پریشان خاطــرت آرام آن دم
که بینی میوه‌ات خندان دمادم
نهان گنجی تویی اندر زمانه
بود نامت پدر زیبا ترانه
ازل تا رفتنم نامت به من بود
به هر جا میروم اندر دهن بود
به پایت می زنم زانو زمین را
تویی شیرین تر از هر انگبین را
پدر بوسم که دست و پایت از جان
زیارتگاه من آن پا و دستان
پدر افکار تو نوری به راهم
که تا بینا شود بر ره نگاهم
تو باشی مایه ی شعر و غرورم
پناه امنمی سنگ صبورم
خدا را می دهم سوگند دوچندان
تو باشی بر فراز چون ماه تابان
(اسم شما – محمد) نوکر کوی پدر شد
که باغم با پدر افزون ثمر شد
دودستم آسمان این دل دعا خوان
مبارک روز تو باشد پدر جان

مهرداد امیری

دلنوشته زیبا در وصف پدر

وجودش یک قدح از بهر تسنیم
سجودی بر رب و نجوای تسلیم
دلش زیباترین ارکان راز است
رخ ش مهتابی ازمشق نماز است

پر از گلبانگ ابراهیم و آتش
پرند شانه ابریشم و بی غش
شکوهی مقتدر همچون دماوند
ندایش تور جان آسای لبخند

طنینش چون ندای موبدان است
گل اختر وجود و جاودان است
نگاهش چون صدای عشق باران
وجودش برترین گلهای رضوان

ز دستش پینه های افتخار است
بهاری از گل صبر و قرار است
منور چون ید بیضای موسای
شکوهش همچو گلبانگ کلیسای

هزاران اقتدا بر پینه ی دست
تب و طنازیش آویشن مست
بحق پایان هر راز و معماست
جهان زیباترین لبخند باباست

مهدی عابد ابراهیمی


اشعار نو دلنشین در وصف پدر

و پدر نماد مردانگی و رشادت …..
نماد محبت و سخاوت…..
و وسعت اقیانوس عشق را نتوان در روح بی آلایش او گنجاند.
زمانی که خشم خود را با ندایی مالامال عشق به من تزریق می کند
بند بند وجودم را کشتی عشق او که به سوی اقیانوسی سرشار از آرزو می رود حس می کنم

و در عمق چشمان افگار و چین خورده از بازی مهلک روزگار او خود را در بهشت آمال
ساختگی او می بینم
و چه سخت است برای او نرسیدن به آن بهشت……….؟!!

و گرمی دستان سخت تر از سنگ او بود که در وقت ترس و وحشت حس مرا به نرمی عشق
او آشنا ساخت……..
خدایا
می دانم بهشت آمال او دست نیافتنی است
ولی سوگند به شرمی که خاکستر درونی عشق مرا به آتشی دمان مبدل کرده……
و سوگند به اقیانوس عظمت بی پایان تو…..

اگر بهشت او برای من دورتر از دورترین دوری ها باشد!
تا آخرین نفس برای وصال آن خواهم دوید

عطا الله قوامیان

♥♥∞♥♥

پدر همان یار قدیمی من
پدر همان نور افتاب من
پدر صدای تو در گوشهایم دائم زم زمه میکند
نباشد روزی که ان صدا را نشنوم….
پدر حضورت در کنارم سنبل شادابی و نشاط من است.
پدر احساس ازادی و رهایی میکنم وقتی دست

نوازش بر سرم میکشی، نگاهم میکنی و بوسه ای

بر صورتم میکاری. احساس غرور میکنم.
پدر، پر افتخارترین شخص برای من ،
کسی که تمام زحماتش را نثار من کرد
و خود را به غربت داد تا من آینده ای روشن داشته باشم
باشد روزی که به من افتخار کنی
دوستت دارم

عکس در وصف پدر

پدر معنا ، پدر درک است
پدر تنها ، که امیدش فقط تَرک است
پدر بی مدعا،اما پراز عشق است
پدر پر محتوا،اما چرا بِشکست
پدر هردم زتنهایی کسی دارد
پدر با زخم دل هم، همرهی دارد
پدر در عمر خویش خود راندیده
پدر با عشق بسیار غم خریده
پدر بی احترام کز ما، پدر باشد
پدر در تاب این دنیا پدر باشد
پدر خسته ، ولی امید به هر ترفند
پدر تنها، ولی عاشق ز هر فرزند
پدر یاور، ولیکن بی غرور وپاک
پدر سرور، رود کز بین ما در خاک
پدر بوسم، من آن دستِ پر از زخم ات
پدر بخشش زتو باشد، زما دراین همه ظلمت
پدر نیست هیچ کسی جایت
پدر الله نگهدارت


شعر زیبا به زبان ترکی در وصف پدر

قربانام یا ربیم سنین او قدرتیوه
اتا کیمی بیر بویوک انسان یاراتدین قیسمتیمه
هربیریرده دایاق اولده منه جانیم اتا
باشیمین تاجی اولوپ,گوزومون نوری اتا
هم منه دوست اولدی همده گوزل بیر همدم
دردیمین پیس وقتدی منه درمان اولدی
یخیلیردیم یره ,توتدی منی قالخیتدی
گوزونون یاشینی گوردوم اورکیم اوتلاندی
اتا اولدی منه داغ کیمی بیر پشت و پناه
منیم بیر لحظمی الله,اونسوز,چحمه سن ایمتاحانا
حکم اتا اولماقینا منن اوتور قامتینی تز ایدی
قیچینین قودرتی گتدی عصیا اوز گتدی
نقدر شکر السم اولماقیوا ازدی اتا
قیزیوین هر دایاقی تکجه بیر سنسن اتا
گناهیمنان گش ,ایه اینجیتمیش اولسام من سنی
سن منیم دایاغیم اولماسان، قاانیقلار، توتار منی

شبنم حسینی

معنای فارسی:
خدایا بزرگیت را شکر میکنم همچون پدری در تقدیرم خلق کردی
در هر کجا پدرم پشت و پناهم بوده است
تاج سرم و نور چشمانم پدرم بوده است
بهترین رفیق و بهترین همدم برای من شد
و در همه مشکلات پیشم بود
هر موقعی که زمین میخوردم دست من را میگرفت و بلندم میکرد
اشک چشمهایش را دیدم و داغی بر سینه ام گذاشته شد
پدر مثل کوه پشت و پناهم شد، در هر لحظه
خدایا یک ثانیه من را بدون پدرم به امتحان نکش
به خاطر پدر بودنش زودتر پیر شد
قدرت پاهایش را از دست داد و دست به عصا شد
هر چقدر برای بودنش شکر کنم کم است
پشتیبان هر دختری در همه حال پدرش است
اگر گناهی مرتکب شده ام مرا ببخش
تو تکیه گاه من نباشی زندگیم به سیاهی کشیده خواهد شد

 

سخن آخر

پدرها اکثر اوقات به بچه های خود نمی گویند “دوستت دارم”، اما همیشه این را ثابت می کنند. شما نیز با به زبان آوردن یا به اشتراک گذاشتن یکی از این اشعار زیبا علاقه خود را نسبت به پدرتان ثابت کنید. اگر شعر زیبای دیگر در وصف پدر سراغ دارید، می توانید در انتهای این صفحه آن را با سایر مخاطبان انگیزه به اشتراک بگذارید.

پیشنهاد می‌کنیم از مطلب «تبریک روز پدر از طرف پسر یا داماد با متن و جملات زیبا» را نیز بخوانید و از خواندن جملات زیبای آن در وصف پدر لذت ببرید.

انگیزه
Logo
قابلیت ثبت نام در سایت فعال نیست
Compare items
  • Total (0)
Compare