شعر تاج محل؛ گلچین متن‌ و اشعار برگرفته از تاج محل

گلچین متن و شعر تاج محل

تاج محل یکی از بناهای پرآوازه جهان است که در نزدیکی شهر آگرای هند و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو بنا نهاده شده است. همچنین این بنای زیبا و باشکوه از عجایب هفتگانه جهان به شمار می‌آید. شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند برای یادبود همسر ایرانی‌اش به نام ارجمند بانو بیگم، مشهور به ممتاز، محل دستور ساخت این بنای تاریخی را صادر کرده است. در ادامه، مجموعه شعر تاج محل آورده شده است که به عنوان مظهر عشق و وفاداری واقعی در میان شاعران شناخته می‌شود.

 

گلچین مجموعه شعر تاج محل

و نیمه راه سفر، روی ساحل «جمنا»

نشسته بودم

و عکس «تاج محل» را در آب

نگاه می‌کردم:

دوام مرمری لحظه‌های اکسیری

و پیشرفتگی حجم زندگی در مرگ.

♡♦♡♦♡♦♡

بودم از اول این قصه برایت آری

از تو و یاد تو لبریز شدم؛

اما تو

غصه من نه در اندوه غزل می‌گنجد،

وصف چشمان تو در تاج محل می‌گنجد

♡♦♡♦♡♦♡

بر دلم رفته که از عشق بگویم با تو

قصه از لیلی و مجنون بسرایم تا تو

+++

خواب دیدم که در اندیشه من فرهادی‌ست

خواب دیدم که تو شیرینی و من هم با تو

+++

خالی از وسوسه بازی تقدیر شدم

خالی از اینکه در آیینه منم من یا تو

+++

قدم اول این قصه تو گفتی صبر است

چقدر صبر که هستند همه الا تو

+++

بودم از اول این قصه برایت آری

از تو و یاد تو لبریز شدم اما تو

+++

غصه من نه در اندوه غزل می‌گنجد

وصف چشمان تو در تاج محل می‌گنجد

+++

خواهش چشم در انبوه دقایق جاری‌ست

در همه جای جهان غصه عاشق جاری‌ست

+++

من هنوز از عطش جام لبت لبریزم

من هنوز از تو در این سینه نفس می‌ریزم

+++

چشم‌های تو دلم را به خدا می‌بخشید

حتم دارم که خدا هم به خدا می‌خندید

+++

با نگاه تو به خورشید صفا می‌دادم

با وجود تو به این شهر بها می‌دادم

+++

رد پای تو در اعماق زمان جاری بود

رفتی و زخم زدی زخم به دل کاری بود

+++

من و این زخم هنوز از تو سخن می‌گوییم

من و این شهر تو را در همه‌ جا می‌جوییم

+++

رود بودی و نه مرداب که ساکن باشی

کاش می‌شد که نخواهی متمدن باشی

+++

آجر اول این قصر تمدن درد است

درد آری، گفته بودند برای مرد است

+++

روزها شمسی و میلادی من باطل شد

عاشق قصه عشق تو ببین عاقل شد

+++

غزل و شعر و سخن هرچه که گفتم هیچ است

هیچ در پیش تو وقتی که غمت نازل شد

+++

خنجر غصه تو روح مرا زخمی کرد

قطره‌ای از جگر روح چکید و دل شد

+++

دل تنها شده‌ام قاتل روحم شده است

آمد عاشق بشود، وای ولی قاتل شد

+++

خواستم مرد تو باشم که تو کامل باشی

رفته‌ای نیمه مرد دگری کامل شد

شعر در مورد تاج محل

زین جهان رفت چو ممتاز محل

در جنت برخش حور گشاد

+++

بهر تاریخ ملایک گفتند

جای ممتاز محل جنت باد

هنگام غروب یا دم صبح

زبان تو را می‌کاوم

به مهربانی آبی

تا به روح مطمئن تو برسم

در گوشه‌ای از خیال خویش

بی‌آغاز و بی‌پایان

چونان افرایی ممتد

که ریشه در هر آنچه دیروز است دارد

و شاخه در هر آنچه فرداست

استخوانی من

با پیراهن سپید

و موی دسته شده

که این جاست و این جا نیست

چونان خاکستری ایستا

و بی‌گمان به این زودی در نخواهیم یافت

هنگام غروب یا دم صبح

زبان تو را می‌کاوم

به مهربانی آبی!

اینک که خاک سنگ کوهستان رفیع

جامه تو را در بر گرفته است

دستاویز نگاه درون منی

آزاد و رهاتر

در این بی‌زوالی والا

فراز جهان

فراز کم نمودی سرخس بیشه‌زار

در آمیزه بسیاری تاریکی نمور و

اندکی مهتاب

کبوتری از این کبوتران چاهی باید باشد

یا این پر آونگان

میان زمین و آسمان

یا بارقه لبخند کودک

سر برآورده از بیکران پناه جان

زبان کتیبه‌های سرمدی را

چه کس به تو آموخت؟

که چنین سپیدی تاج محل

باز می‌تابانَد و بیش می‌نمایانَد

اندکی مهتاب را

در این شب دیرپا

♡♦♡♦♡♦♡

فردا که از خانه بیرون بیایی،

باران بند آمده است

و تصویرت در چال‌آب‌های کوچک خیابان

انعکاس تاج محل را

در حوض مرمرش کم‌رنگ می‌کند …

♡♦♡♦♡♦♡

از من تلخ چرا طعم عسل می‌خواهی

تو چه از این زن زانو به بغل می‌خواهی

من که غارت‌زده هند نگاهت هستم

از من خاک‌نشین تاج محل می‌خواهی

شعر و متن با موضوع تاج محل

او با اعجاب در بارگاه تاریخ ایستاده بود

و از پنجره تاج محل

می‌دید که فیل‌ها

از دروازه زمرد

تا ساحل خون به قطار درگذرند

سرخی خون قلبش را سنگین می‌کرد

و زمرد چشم‌هایش را می‌زد

چنانکه معلم تاریخ را از یاد برده بود:

«آهای پسر، اگر گذشته را نشناسی

آینده را نخواهی شناخت؛

تاریخ بخوان!

و قطار فیل‌ها از گذشته می‌آمدند،

و گذشته برای او

که اکنون از آن همه بازی در حیرت بود،

از شیفتگی اندیشه‌ای می‌ساخت؛

و او گفت: «پدر، مهاراجه‌ها آدم‌های خوبی بودند؟»

من با درماندگی در برابر اعداد ایستاده بودم،

در برابر عددهایی که داشتم:

یک زن، دو پیراهن، سه فرزند؛

و عددهایی که می‌خواستم؛

یک عدالت، سه میلیارد و پانصد میلیون برادر و یک پنجره،

و عددهایی که از آن‌ها وحشتم می‌گرفت

یا نفرتم،

یا تهوعم،

یا خشمم،

یا …

با درماندگی در برابر اعداد ایستاده بودم

و مقایسه دیگر امکان نداشت،

و من ابله‌وار در این اندیشه بودم

که اگر یک روز در جهان ما

کسی بر خود عطر نزند،

گل‌هایی که نا به هنگام نخواهند مرد

فضای ما را تا کی معطر خواهند داشت،

و گرسنگی تا کجا واپس خواهد نشست!

هم در این هنگام بود که گفت:

«پدر، مهاراجه‌ها آدم‌های خوبی بودند؟»

و من از میان هیاهوی اعداد،

درمانده‌تر از پیش، گفتم: «نه!»

و او گفت: «آدم‌های بزرگی بودند؟»

گفتم: «نه!»

گفت: «پس چه بودند؟»

گفتم: «آن‌ها فقط مهاراجه بودند!»

و پسرم خندید و گفت:

«مهاراجه‌ها فقط مهاراجه بودند!»

و همچنان می‌خندید که گفتم

«پسر جان، تاریخت را بخوان!

بگذار من هم روزنامه‌ام را بخوانم!»

دیدم که هنوز با اعجاب از پنجره تاج محل

به گذشته نگاه می‌کند

و هنوز معلم تاریخ را به یاد نیاورده است.

 

جمع‌بندی

در این مقاله مجموعه شعر تاج محل برای بیان عشق و وفاداری عاشق به معشوق خود را از شاعران سرشناس کشور آورده‌ایم. همچنین شما نیز می‌توانید اشعاری با مضامین مشابه به شعر تاج محل را در قسمت نظرات با ما و دیگر کاربران انگیزه در میان بگذارید.

از آنجایی که شعر تاج محل مضمون عاشقانه دارد، پیشنهاد می‌کنیم از مجموعه زیباترین اشعار عاشقانه مولانا و مجموعه شعر رومانتیک را نیز در انگیزه بخوانید.

نظری ثبت نشده است

Leave a reply

انگیزه
Register New Account
عضویت در سایت
Reset Password
Compare items
  • Total (0)
Compare