بسته

معرفی حروف ابجد کبیر اصلی و کاربردهای عجیب آن!

معرفی حروف ابجد کبیر اصلی و کاربردهای عجیب آن!

حروف ابجد در واقع یک شیوه برای مرتب سازی حروف عربی است. در این شیوه که بر پای اولیه خط فنیقی شکل گرفته به هر کدام از حروف یک ارزش عددی داده می‌شود. در واقع اعداد ۱ تا ۱۰۰۰ بین ۲۸ حرف عربی تقسیم شده است. حروف ابجد بر دو نوع صغیر و کبیر می باشد. در این مطلب به معرفی حروف ابجد کبیر و کاربردهایش خواهیم پرداخت.

حروف ابجد کبیر چیست؟

معادل ابجدی حروف چند نوع است که انواع آن عبارت اند از: ابجد کبیر(جمل)،ابجد صغیر،ابجد وضعی،ابجد گمنام(طرح کوکبی) که معروفترین آنها و کارآمدترین آنها ابجد کبیر است. و در نوشته های ما بجز در جاهایی که صراحتاً چیز دیگری ذکر می شود منظور از ابجد، ابجد کبیر است.

ابجد کبیر یا جمل

(الف =۱ )،(ب = ۲ ) ، ( ج  = ۳ ) ، ( د = ۴ ) ، (ه = ۵ ) ، ( و = ۶ ) ، ( ز = ۷ ) ، ( ح = ۸ ) ، ( ط = ۹ ) ، ( ی = ۱۰ ) ،( ک = ۲۰ ) ،( ل =۳۰ ) ، ( م = ۴۰ ) ، ( ن = ۵۰ ) ، ( س = ۶۰ ) ، ( ع = ۷۰ ) ، ( ف = ۸۰ ) ، ( ص = ۹۰ ) ، ( ق = ۱۰۰ ) ، ( ر = ۲۰۰ ) ، ( ش = ۳۰۰ ) ، ( ت = ۴۰۰ ) ، ( ث = ۵۰۰ ) ، ( خ = ۶۰۰ ) ، ( ذ = ۷۰۰ ) ، ( ض = ۸۰۰ ) ، ( ظ = ۹۰۰ ) ، ( غ = ۱۰۰۰ )

ابجد صغیر

(الف =۱ )،(ب = ۲ ) ، ( ج  = ۳ ) ، ( د = ۴ ) ، (ه = ۵ ) ، ( و = ۶ ) ، ( ز = ۷ ) ، ( ح = ۸ ) ، ( ط = ۹ ) ، ( ی = ۱۰ ) ، ( ک = ۸ ) ، ( ل = ۶ ) ، ( م = ۴ ) ، ( ن = ۲ ) ، ( س = ساقط ) ، ( ع = ۱۰ ) ، ( ف = ۸ ) ، ( ص = ۶ ) ، ( ق = ۴ ) ، ( ر = ۸ ) ، ( ش = ساقط ) ، ( ت = ۴ ) ، ( ث = ۸ ) ، ( خ = ساقط ) ، ( ذ = ۴ ) ، ( ض = ۸ ) ، ( ظ = ساقط ) ، ( غ = ۴ ) .

*نکته: ابجد صغیر از ابجد کبیر گرفته شده است. فرمول نوشتن آن این است که عدد۱تا۱۰ را می نویسیم و از اعداد حروف بعدی۱۲ عدد کم میکنیم و آخرین باقیمانده را در جدول می نویسیم. برای مثال حرف ل را در نظر میگیریم؛ عدد آن۳۰ است به همین دلیل عدد۱۲ را از۳۰ کم میکنیم میشود۱۸ باز از۱۲ بزرگتر است پس۱۲ عدد دیگر از آن کم میکنیم میشود ۶. از ۶ دیگر نمیتوان ۱۲ را کم کرد پس همان را در جدول مینویسیم.اعدادی که در تفریق با۱۲ صفر میشوند را در جدول نمی نویسیم چون بودن یا نبودنش فرقی نمیکند. در ابجد صغیر، معادل چهار حرف س،ش،خ،ظ صفر می شود.

 

کاربردهای حروف ابجد کبیر

۱. ازدواج

اگر خواهی بدانی فلان زن نصیب تو می شود یا نه؟

 اسم خود و مادر و دختر و مادر دختر را به حساب جمل در آور و بر پنج تقسیم کن.

– اگر باقیمانده یک ، سه یا پنج بود میشود.

– اگر دو یا چهار بماند نمیشود.

* برخی گفته اند باقیمانده پنج نشانگر مخالفت یکی از دو خانواده با ازدواج است. ولی مخالفت آنها به جایی نمی رسد.

۲. برای فهمیدن نیک یا بد بودن اقامت در یک محل

اگر کسی اراده نماید در قریه یا شهری بماند، اسم خود با مادر خود و اسم آن محل و اسم شریف مکه را به حساب جمل کبیر (ابجد کبیر) در آورده و بر چهار تقسیم کند:

۱- اگر باقیمانده یک باشد؛ تعب و رنج کشد.

۲-  اگر باقیمانده دو باشد؛ متوسط باشد.

۳- اگر باقیمانده سه باشد؛ اندک رزق در آن محل باشد.

۴- اگر باقیمانده صفر(چهار) باشد؛ سعادت و دولت نصیبش گردد.

مثال:

نام فرد: علی

نام مادر: زهرا

شهر مورد نظر: تهران

جمع ابجدی = علی + زهرا+ تهران+مکه = ۱۱۰+ ۲۱۳+ ۶۵۶+ ۶۵ = ۱۰۴۴

باقیمانده تقسیم ۱۰۴۴ بر ۴ می شود صفر؛ یعنی اقامت در این محل برای علی آقا خیلی خوب است.

حروف ابجد کبیر و خواص آن
علوم غریبه و کاربرد حروف ابجد کبیر

۳. دانستن اینکه زن زودتر می میرد یا مرد

 برای دانستن اینکه زن زودتر میمیرد یا مرد به دو روش میتوان عمل نمود:

۱- نام مرد + نام مادر + نام زن + نام مادر (به حساب جمل یا ابجد کبیر) = حاصل تقسیم بر ۵

-اگر باقیمانده زوج باشد، زن اول می میرد.

-اگر باقیمانده فرد باشد، مرد اول می میرد.

۲- نام مرد + نام مادر + نام زن + نام مادر (به حساب ابجد صغیر) + ۲۰ =حاصل تقسیم بر ۷

-اگر باقیمانده زوج باشد، زن اول می میرد.

-اگر باقیمانده فرد باشد،مرد اول می میرد.

* اگر خواهی صحت این قاعده را بدانی از اموات گذشته حساب کن تا معلوم شود.

۴. برای فهمیدن حال مریض

اسم سائل + اسم مریض + نام همان روز= تقسیم بر۳ === باقیمانده:

۱- صحت یابد.

۲- بیماری طول کشد.

۳- مریض میمیرد.

۵. برای یافتن علّت بیماری

برای  یافتن علّت بیماری اسم بیمار و نام روز را به حساب جمل درآورده و بر چهار تقسیم کند:

۱- اگر باقیمانده یک باشد، بیماری از حرارت است.

۲- اگر باقیمانده دو باشد، بیماری از بلغم خون است.

۳- اگر باقیمانده سه باشد، بیماری سایه دیو وپری است.

۴- اگر باقیمانده چهار باشد، بیماری اثر جادو است.

۶. در باب شراکت با فردی

اگر خواهی بدانی شراکت با فردی خواهد شد یانه ؛ اسم خود و آن شخص را باهم جمع کن و ۳۲ به آن بیفزا و حاصل را بر ۹ تقسیم کن. اگر زوج بماند بفعل می آید و اگر فرد بیاید نمی شود.

۷.  برای دانستن احوال غایب

اگر کسی غایب باشد و از احوال او هیچ خبر نباشد؛ اسم آن فرد با اسم مادر و نام آن روز را که از احوال او پرسیده اند(چند شنبه!) به حساب جمل کبیر (ابجد کبیر) در آورده و بر دوازده تقسیم کند:

۱- اگر باقیمانده ۱ باشد؛ غایب می آید با مال فراوان.

۲- اگر باقیمانده ۲ باشد؛ به خدمت دولتی مشغول باشد.

۳- اگر باقیمانده ۳ باشد؛ در آمدن درنگی داشته باشد.

۴- اگر باقیمانده ۴ باشد؛  جای خوبی دارد.

۵- اگر باقیمانده ۵ باشد؛ خسته باشد.

۶- اگر باقیمانده ۶ باشد؛ درست و صحیح است.

۷- اگر باقیمانده ۷ باشد؛ ایضاً صحیح وسالم است.

۸- اگر باقیمانده ۸ باشد؛ درآن محل خواهد ماند.

۹- اگر باقیمانده ۹ باشد؛ سخت مریض است.

۱۰- اگر باقیمانده ۱۰ باشد؛ در راه آمدن است.

۱۱- اگر باقیمانده ۱۱ باشد؛ بجای دیگر منتقل شده است.

۱۲- اگر باقیمانده ۱۲ باشد؛ به رحمت خدا رفته است.

 

سخن آخر

امیدواریم از خواندن این مطلب نهایت استفاده را برده باشید. شما می توانید در این زمینه مقاله «خواص و کاربرد حروف ابجد ؛ از گشایش امور تا شناسایی طبع بدن» و «روش صحیح محاسبه حروف ابجد برای اسامی مختلف» را نیز مطالعه کنید.

نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 تعداد نظرات
پریدن به بالا