انگیزه های جذاب زندگی

ساختار هزینه در کسب و کار چیست و چه اهمیتی دارد؟

ساختار هزینه به انواع مختلفی از هزینه‌هایی که یک تجارت متحمل می‌شود اشاره دارد و معمولا از هزینه‌های ثابت و متغیر تشکیل می‌گردد. هزینه‌های ثابت، هزینه‌هایی هستند که بدون توجه به میزان تولیدی که یک شرکت ایجاد می‌کند، بدون تغییر باقی می‌ماند. اما هزینه‌های متغیر، به شکلی قابل انتظار با تغییر حجم تولید، تغییر خواهند کرد.

 

ساختار هزینه

فعالیت یک تجارت فارغ از این که کسب و کاری بزرگ یا یک خرده فروشی باشد، باید به نوعی هزینه‌های آن را متحمل شده و آن‌ها را پوشش دهد. ساختار هزینه بین خرده فروشان و ارائه دهندگان خدمات متفاوت است، بنابراین حساب‌های هزینه‌ای که در صورت‌های مالی این کسب و کارها دیده می‌شود، به فاکتورهایی چون محصولات، خدمات، پروژه‌ها، مشتری‌ها یا فعالیت‌های تجاری آن‌ها بستگی خواهد داشت. حتی درون یک شرکت، ساختار هزینه ممکن است بین خطوط محصولات یا واحدهای تجاری مختلف، در لایه‌های متفاوتی قرار بگیرد.

ساختار هزینه در مدل های کسب و کار

هزینه‌های ثابت

هزینه‌های ثابت همیشه بر یک شرکت، سازمان یا کسب و کار وارد بوده و کمتر شاهد تغییراتی در آن‌ها هستیم. حداقل می‌توان گفت که این تغییرات به سرعت اتفاق نیفتاده و تنها در صورت ایجاد تغییرات بنیادین در شرکت یا کسب و کار، تغییر می‌کنند. نمونه‌هایی از هزینه‌های ثابت شامل هزینه‌های سربار مانند اجاره، مالیات بر دارایی، استهلاک دارایی و غیره هستند.

یک نمونه خاص از هزینه ثابت، شامل پرداخت حق دستمزد کارمندان یا کارگران است. گرچه این هزینه بر طبق ساعات کار و اضافه کاری متغیر است، اما در کل می‌توان این هزینه را در نسبتی همیشه ثابت در نظر گرفت. به واقع اگر حقوق سالیانه یک کارگر را مشروط به تعداد ساعات کار ندانیم، می‌توان آن را به عنوان یک هزینه ثابت در نظر گرفت.

هزینه‌های متغیر

هزینه‌های متغیر آن‌هایی هستند که با میزان بازدهی تولید، تغییر خواهند کرد.. نمونه‌هایی از هزینه‌های متغیر شامل هزینه‌های مستقیم نیروی کار، هزینه‌های مستقیم مواد، خدمات شهری، پاداش‌ها و کمیسیون‌ها، هزینه‌های بازاریابی و غیره است. همان طور که مشاهده می‌کنید هزینه‌های متغیر نسبت به هزینه‌های ثابت، تنوع بالاتری دارند.

برای مشاغلی که با فروش محصولات سر و کار دارند، هزینه متغیر می‌تواند شامل هزینه خرید مواد، کمیسیون و … باشد. برای ارائه دهندگان خدمات نیز هزینه‌های متغیر شامل دستمزدهای اضافه بر دستمزد ثابت، پاداش، هزینه سفرهای کاری و غیره خواهد بود. مشاغل مبتنی بر پروژه نیز هزینه‌های متغیر مبتنی بر شکل و تعریف پروژه، مثل دستمزدها به تناسب تعداد ساعات کار، خرید مواد لازم و غیره دارند.

هزینه های متغیر و هزینه های ثابت

تخصیص هزینه در ساختار هزینه

تخصیص هزینه فرآیندی مشمول بر شناسایی هزینه‌های تحمیل شده، انباشت و واگذاری آن‌ها به موارد مرتبط بر مبنای اندازه گیری و میزان مورد نیاز خواهد بود. مواردی از جمله خطوط تولید، خطوط خدمات، پروژه‌ها، ادارات زیرمجموعه، واحدهای تجاری، امور مشتریان و …

استخر هزینه

استخر هزینه گروهی از هزینه‌های منفرد است که در آینده تخصیص هزینه‌ها روی آن صورت خواهد گرفت. هزینه سربار، هزینه تعمیر و نگهداری و سایر هزینه‌های ثابت نمونه‌هایی بارز از استخر هزینه هستند. یک شرکت معمولا برای تخصیص هزینه‌های منفرد خود، مانند هزینه‌های کارگر، به ازای ساعت کار در فرم تخصیص هزینه‌ها، از استخر هزینه‌ها استفاده می‌کند.

نمونه‌ای از تخصیص هزینه‌ها

یک شرکت با عملکرد مالی معتبر و دارای فرمول بندی استخر هزینه‌ها، برای تخصیص هزینه‌های خود از ساعت کار نیروهای مشغول به کار به عنوان پایه محاسبات هزینه‌ها استفاده می‌کند. این شرکت ابتدا می‌تواند هزینه‌های سربار خود را در طی یک دوره، مثلا برای یک سال، جمع بزند. سپس هزینه کل سربار را بر تعداد کل ساعات کار تقسیم کرده و هزینه سربار در هر ساعت کار (به واقع میزان تخصیص) آن را پیدا کند.

سرانجام این شرکت هزینه‌های ساعتی با تعداد ساعات کار مصرف شده برای تولید یک محصول را در تعداد نیروی کار، برای تعیین هزینه‌های سربار آن خط تولید خاص محصول یا در شکل دیگر ارائه خدمات، ضرب خواهد کرد.

تخصیص هزینه ها

اهمیت ساختار هزینه و تخصیص هزینه

مشاغل باید برای به حداکثر رساندن سودآوری خود، به هر طریق ممکن هزینه‌ها را به حداقل برسانند. در حالی که برخی از هزینه‌های ثابت برای ادامه کار تجارت ضروری هستند و اغلب قادر به کاهش آن‌ها نیستیم، یک تحلیلگر مالی همیشه باید صورت‌های مالی را بررسی کند تا هزینه‌های اضافی شناسایی شده و در صورت امکان از صورت هزینه‌ها، حذف شوند.

هنگامی که یک تحلیلگر ساختار کلی هزینه‌های یک شرکت را بررسی و تحلیل می‌کند، می‌تواند روش‌های امکان پذیر برای کاهش هزینه‌ها را بیابد. البته این کاهش هزینه‌ها باید بدون تاثیرگذاری منفی روی کیفیت محصولات یا ارائه خدمات و حفظ سطح رضایت مشتریان باشد. در غیر این صورت نه تنها مدیریت و کاهش هزینه، سودی برای شرکت نخواهد داشت؛ بلکه برعکس به کاهش بهره‌وری آن منجر خواهد شد و این آخرین چیزی است که در یک مدل کسب و کار می‌خواهیم!

همین طور تحلیلگر مالی باید پیوسته روند هزینه‌ها را رصد کرده و از جریان پایدار پول نقد و وارد نشدن شوک‌های ناگهانی به بدنه کسب و کار، اطمینان حاصل نماید.

تخصیص هزینه یک فرآیند بسیار مهم در هر تجاری است؛ زیرا اگر هزینه‌ها به صورت ناصحیح توزیع شوند، ممکن است در کسب و کار تصمیمات نادرستی اتخاذ گردد. به طور مثال ممکن است این تصمیمات به افزایش قیمت محصولات تولیدی یا خدمات و یا بدتر از آن افت کیفیت یا سرمایه گذاری منابع غیرضروری در محصولات غیرانتفاعی منجر شود.

تحلیلگر مالی

نقش تحلیگر مالی

نقش تحلیگر مالی این طور تعریف شده است که اطمینان حاصل کند که هزینه‌ها به درستی در مقاصد مختلف توزیع شده و پایه‌های تخصیص هزینه به درستی انتخاب شوند. به واقع با انتخاب نادرست تخصیص هزینه‌ها، کسب و کار در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
تخصیص هزینه به یک تحلیلگر این امکان را می‌دهد که هزینه واحد را برای خطوط مختلف تولید محصول، واحدهای تجاری یا ادارات مختلف زیر مجموعه سازمان، محاسبه کرده و بدین ترتیب سود هر واحد را پیدا کند.

با این اطلاعات، یک تحلیلگر مالی می‌تواند بینش درستی در مورد افزایش سودآوری محصولات خاص، جایگزین کردن آن‌ها با محصولاتی که سودآوری کمی دارند و یا اجرای راهکارهای مختلف برای کاهش هزینه‌ها، به دست بیاورد.

 

نتیجه گیری

با این توصیفات به نظر می‌رسد که ساختار هزینه در هر کسب و کاری یکی از ارکان اصلی آن بوده و باید نسبت به چیدمان آن توجه کافی داشته باشیم. شما در مدل کسب و کار خود چطور این ساختار را شکل می‌دهید؟ از هوش مالی چطور در این راستا استفاده می‌کنید؟ پیشنهادمی‌کنیم درباره مدیریت مالی و روش‌های بهبود آن نیز در انگیزه مطالعه کنید.

منبع corporatefinanceinstitute
مطالب زیر را هم ببینید